eitaa logo
୨୧☕️🍪 𝓒𝓪𝓯𝓮 𝓟𝓲𝓼𝓱𝓲𝓱𝓪 🍪 ☕️୨୧
77 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
150 ویدیو
130 فایل
☕️ 𓂃 کافه‌ پیشی‌ها؛ جایی برای چند دقیقه آرامش و لبخند اینجا شما فقط ممبر نیستین؛ شما کوکی‌های کافه‌این 🍪🤎 بدون شما، کافه کامل نمیشه 🐾 کپی؟ 😼 کوکی‌ها کپی نمی‌کنن! 🍪 🥨 معرفی به دوستات = یه میز بیشتر 📅 تأسیس: ۲۴/۵/۱۴۰۵ 🎯 هدف: ۱۰۰۰ کوکی ✨
مشاهده در ایتا
دانلود
مرسی تز نظرات چند نفری نظر دادان سه تا بی دوتا ای ۲ سی
وقت رای گیری تمومه B بشترین رای رو داشت بریم ادامه✨
قسمت دوم: دفترچه‌ی پنجه‌دار موچی دستش رو آروم روی دفترچه گذاشت. دفترچه عجیب بود؛ جلدش از چرم قهوه‌ای قدیمی ساخته شده بود و وسطش یک پنجه‌ی طلایی حک شده بود. وقتی موچی دفترچه رو باز کرد... صفحه‌ی اول کاملاً خالی بود. صفحه‌ی دوم هم همین‌طور. اما وقتی موچی پنجه‌اش رو روی کاغذ کشید، نوشته‌هایی کم‌کم ظاهر شدن! 😳 «اگر این دفتر را می‌خوانی، یعنی کافه دوباره به پنجاه کوکی رسیده.» موچی گوش‌هاش رو تیز کرد. صفحه بعدی نوشته بود: «سال‌ها پیش، این کافه فقط یک کافه نبود...» همین‌جا نوشته قطع شده بود. موچی صفحه رو ورق زد. هیچی. صفحه‌ی بعد. هیچی. تا اینکه به آخرین صفحه رسید. آنجا فقط یک جمله نوشته شده بود: «اولین نگهبان هنوز در کافه است.» موچی با تعجب به اطراف نگاه کرد. همه‌جا ساکت بود. اما ناگهان... تَق! یک فنجان از روی پیشخوان افتاد. موچی برگشت. کنار فنجان، یک پنجه‌ی خیس روی زمین دیده می‌شد. پنجه از سمت درِ ورودی می‌اومد... و تازه‌ترین ردش درست جلوی اتاق مخفی تمام می‌شد. 👀 موچی دوباره دفترچه را نگاه کرد. این بار پایین صفحه یک نوشته‌ی تازه ظاهر شد: «به نگهبان اعتماد نکن.» 😨🐾 حالا چی کار کنیم؟ A) �⁠رد پنجه‌ها رو دنبال کنیم. 🐾 B) �⁠دفترچه رو بیشتر بررسی کنیم. 📖 C) �⁠بقیه‌ی پیشی‌ها رو بیدار کنیم و همه با هم تصمیم بگیریم. 🐱🐱🐱
همش ۱ رأی حساب میشه چون همشون یه نفره 😂