تایپ خاصی ندارم ، اما این پسرایی که تو خیابون خودشونو کج میکنن تا بهت نخورن واقعا ده از ده ان💘🛐
به کسایی که بهتون حسودی میکنن
و هیت میدن احترام بزارین اونا از تهقلب باور
دارن که ازشون بهترین وگرنه این حس به وجود نمیومد💓🙏🏻.
گاهی اوقات، انگار زمان از حرکت باز میایستد. یک لحظه، یک تصویر، یک بو... و ناگهان، تمامِ آن روزهایِ رفته، مثلِ سیلاب بر سرت آوار میشوند. روزهایی که فکر میکردم، تا ابد ادامه دارند. روزهایی که تو، نفسِ من بودی.
اما افسوس که زمان، بیرحم است. و عشق... عشق گاهی، تنها اثری که از خود به جا میگذارد، یک خلاءِ عمیق است. یک جایِ خالی که هیچ چیز و هیچکس، دیگر نمیتواند آن را پر کند. نه لبخندِ دیگران، نه شلوغیِ جمعیت، هیچ چیز...
کاش... کاش آن روز، حرفِ دیگری میزدم. کاش آنقدر مغرور نبودم. کاش بیشتر قدرِ بودنِ تو را میدانستم. اما آن زمان، نمیدانستم که عشق، شکننده است. نمیدانستم که لحظهها، چقدر زود از دست میروند. و حالا، تمامِ سهمِ من از تو، همین حسرتِ جانکاه است. حسرتِ آنچه بود و دیگر نیست .
و این تنهایی... این سکوتِ سنگینِ بعد از تو، بدترین شکنجه است. انگار تمامِ دنیا، در این چهاردیواریِ تنگِ خاطرات، خلاصه شده. و من، محکوم به تماشایِ تصاویری هستم که دیگر واقعی نیستند. تصاویری که فقط، دردِ نبودنت را در دلم تازه میکنند.
شاید روزی، این درد هم کم شود. شاید روزی، بتوانم به گذشته نگاه کنم و فقط لبخند بزنم. اما امروز... امروز، فقط غمی عمیق در سینهام هست. غمی که از ترکیبِ عشق، از دست دادن، تنهایی و پشیمانی ساخته شده. و این، سنگینترین غمی است که تا به حال تجربه کردهام.
از خودم متنفرم واسه:
آسیب زدن به احساساتم..
زیاد فکر کردن..
زود اعتماد کردن..
اعتماد به نفس نداشتن..
قلب مهربون..
زود عصبی شدن..
دوست داشتن آدمای بی ارزش..
اضافی بودن..
نادیده گرفتن خودم...
" حتی اگر ناراحتی، به هم ریختهای، با همان ناراحتی مرا محکم بغل کن.
محکم، بسیار بسیار محکم ... "
امروز از شدت گریه چشام قرمز شده بود بعد یه بنده خدایی بهم گفت
- چشمای غمگینی داری !
لب زدم
+ زندگی غمگینی هم دارم ...🖤🥲