eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
اوی‌من;
عه، من.
دیگه بچه نیستم انگار، وسایلمو صبح می‌زارم، تموم بدنم درد میکنه، حسِ اردو دیگه هیچ‌وقت مث بچگی‌ها نمیشه، فقط کتاب خوندم، فوبیای اردو داره تنظیماتِ بدنم، چیزای جدیدی داره تو سرم راه میره، خیلی وقته حرفای عجیب‌م رو به کسی نگفتم، می‌خندم و تصور می‌کنم واکنش تک‌تک گزینه‌ها رو، نمیشه گفت این افکارو، دیوونم شاید، بیشتر از همیشه دلم می‌خواد این زندگیُ ادامه‌ش بدم، جدی چی میشه؟، شاید زیاد خوندم، واقعیت همینه؟، ارتودنسی‌م رو مخه، خودم یه پا دکترش شدم بس که یادم میره نوبت‌ُ، حسِ تایپ ندارم، می‌ترسم از تغییر، افکارم رو فوران صده، امشب تا صبح احتمالا ده تا سکانس داریم و شونصدتا فیلمنامه، گفته بودم چقدر خواب هام دقیقه؟، لعنت بر ذهن بهم ریخته، صبح احتمالا ده برابر خسته‌م، تغییر کرده من" ام، گم شده شاید، نباید بترسم، نترس.
.
اوی‌من;
الان باید ریپلای می‌زدم رو دِموش تو اوی‌من قبلی، اما خب.
بازی با سایه و نورها، نگاه کردنشون، و هرچیزِ مربوط بهشون واقعا می‌تونه قشنگ و حال خوب کُن باشه.
بعد از یکی دو ساعت تنفس در هوای خانه، آدم هم عقلش سرِ جایش می‌آید و هم قیافه‌اش.