کنارِ بخاریام و پالتو و پلیور تنمه و توانایی در آوردن هیچ کدوماش رو هم ندارم :))))
متأسفانه من بسیار بسیار بسیار انسان ناتعارفی و رُکی هستم، میدانم احتمالا نسل جدید همین است. حوصلهی این تعارفهای بیپایه و مُضحک را ندارد. کاش یک جامعهی بدون تعارف میساختیم برای خودمان، راحت و آسوده و فراغبالانه زندگیمان را میکردیم. بخدا که از این تعارفها چیزی نه دستِ مارا میگیرد و نه شما.
مسخرست ولی امشب حتی به زنعموی آخریم هم حسودیم شد، چرا؟ چون که نه درس و مدرسه داره و نه دغدغهای، فردا هم عازمان خدمت جناب حافظ و سعدی و باغهای بهارنارنجی که حالا نارنجیان. حسودی نداشت؟
Radio nataniel4_5990032407732950689.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
* برای آخرین شبِ پاییز . . .
:)