اویمن;
یجایی هم حافظ میگه؛
- میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک ِکام ِخود گرفتم تا برآید کام ِدوست ")
- با بغض نوشتیم؛"پریشان تو هستیم"
لبخند زد و رفت. پریشانترمان کرد..،
#جنونمصرعها-
جداً نمیفهمم چطور این چیزکلاسها برای من چایینخوردن بازی در میآورند. من خودم-با اینکه توی جمع چاییای ها ضدچایی ترینم و اصلا اهلش حساب نمیآیم- هم وقتی میخواهم به خودم جایزه بدهم و مثل بچهی خوب بنشانمش پای ریاضی، یَک لیوان چایی مهمانش میکنم که هایهای جگرش حال بیاید. جداً اینها چهشان میشود؟
آدمیزاد یککم که جدی به همچی نگاه میکنه، تاریکی از در و دیوارش بالا میره. ولکن این منطق پیزوری رو. گندش بزنه اصلا.