اویمن;
میفرستادم اینجا، اگه مجبور نبودم بخاطر مسابقه موضوع ناجالبی انتخاب کنم.
یعنی جالبه ها، ولی شبیهِ خود واقعیم نیست. و این یعنی با اینکه بقیه بخوننش قرار نیست کِیف کنم.
یکجوری برای تولدم از هشت روزِ قبل ذوق دارم، که انگار توی شانزده سالگی برایم *یده اند.
اویمن;
هِی، تو قشنگترین چیزی هستی که تو عمرم دیدم. تصور کردم. شنیدم و بوییدم. هِی، من یادم نمیاد قبل تو چی
هی،باتوام! بهم توجه کن. وقتی بهم توجه نمیکنی، دلم میخواهد از بالای مبل بپرم.