چهارم، بچها هیچ چیزِ ثابتی وجود نداره. یعنی بصورت کلی هرکلمه، حرف، قانون، تجربه، یا هر کوفت و زهرِمار دیگهای که فکرشو بکنین هم ثابت و قطعی نیست. پس سخت نگیر و منطق نچین.
هفتم، منم نمیدونم دارم تو زندگیم چه غلطی میکنم و دقیقا چه غلطی کنم که بفهمم چه غلطی باید بکنم.
دهم، دلم میخواست یه آدم سطحی و معمولی و اصلا هیچی بودم و هیچوقت به واقعیت دنیا کاری نداشتم.
اویمن;
دوازدهم، نمیدونم چرا داره مدام تو ذهنم پلی میشه "ایتس ناون آف یور بیزینس".
نصفشم شاید نباشه اما خب، ماندگاری جزئیات داستان عمیقه دیگه.