اویمن;
. .مُروح کن؛
موقع فوت کردن شمعها، مدام تو ذهنم تکرار میشد. همینه آرزوی تولد؟ سال بعد چی؟؛
ولی این حجم از دقت و تفاوت و ظرافت و همهی چیزهای عجیبِ خوابیده پشت تکتک این دونههای ریز نتونستنیه:)))
بخوام روراست باشم، دیشب یکی بهم گفت وایب اینجا منفیه و فلان. برای همینه که حالا هی تایپ میکنم و هی بنظرم بَده.
اویمن;
بخوام روراست باشم، دیشب یکی بهم گفت وایب اینجا منفیه و فلان. برای همینه که حالا هی تایپ میکنم و هی
از وقتی یادم میآد، همیشه سعی کردم حرفِ بقیه کتفمم نباشه، ولی. چکنیم کیومرث، آدمیزاده دیگه.