گفته بودم بهترین نسخه فراره؟ آره عزیزِ من. حتی برای حملاتِ فوق بیرحمانهی معدهت.
فرار کردم به جمع بچهها که حواسم پرت بشه و با کلاسِ خالی مواجه شدم. بله، دسته جمع برای جشن روزه اولیها غایب بودن.
بذار ساده نویس باشم اینجا. بذار اصلا غر بزنم. من برای اینحجم حساسیت زیادی خستهم.
اویمن;
تو ایتا خیلی نیستن راستش، منِمن نسک جنان استاریسم و دو سه تا پرایوت دیگه
کاش ابر بودم خیلی مود است بچها. خصوصاً امشب، و بیشترِ وقتها.
اویمن;
یا این بهار زیادی بهاره، یا من زیادی خمارم.
و ترجیحاً، دلم میخواد که به فرضِ خاصیت بهار بودن این وضع، ادامه بدم.
در مقابل نگرانی و طفلی بودن آدمها، لطفا فقط گوش باشید. یک گوشِ ملایم، با ملاطفت و احتیاط. آدمهای نازکشده، اینجور وقتها روی خُرده شیشهی آخرشون وایستادن. بدترشون نکنید.