eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
محتوای این دیوار بیشتر از کل این هفته‌ی اینجا بود.
قبل‌تر بهم حس غربت می‌داد، اما الان بهم حس قدرت می‌ده. انگار وضوح نمودارِ تغییر آدمیزاد و قوی شدنش، کسایی‌ان که یه روز خیلی اهمیت داشتن و به بدترین شکل ممکن، رفتن. دیدن غریبه‌های آشنا اون اوایل شاید شبیهِ هم‌زدن رسوب تهِ سماور باشه، به‌هم ریختن نظمِ دونه‌های شربت، زیر و رو شدن قلب توی سینه، اما بعدِ یه مدت دیگه نه. فقط یه لبخنده که به خودت می‌گه پسر، چقدر بزرگ شدم. پس همینه زندگی.
اوی‌من;
قبل‌تر بهم حس غربت می‌داد، اما الان بهم حس قدرت می‌ده. انگار وضوح نمودارِ تغییر آدمیزاد و قوی شدنش،
یه مدت یعنی سال‌ها. شاید سال‌ها بگذره ولی آخرش تموم می‌شه، این یه شانسه.
درس گرفتن از تجربه؟ نه ممنون تعمیم تو کارِ ما نیست-
کلا تجربه؟ نه ممنون دفعه قبل حال داد، بازم می‌خوام ب-ا برم.
اوی‌من;
کلا تجربه؟ نه ممنون دفعه قبل حال داد، بازم می‌خوام ب-ا برم.
البته این حرف‌ها مال شونصدسال پیشه. الان حوصله ندارم.
نمی‌دونم چه مقاومتِ کوفتی‌ای دارم مقابل نسخه «حرف زدن».
اوی‌من;
نمی‌دونم چه مقاومتِ کوفتی‌ای دارم مقابل نسخه «حرف زدن».
شاید چون حوصله‌ی زیاد فکر کردن ندارم اینطوریه.
مقاومت منطقی‌ای بنظر می‌آد.
به یکی‌شون سختی می‌دی که اون‌یکی راحت باشه. و این وسط در برابرِ مغز، قلب همیشه اون مظلومه‌ست.