eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
دیالوگ‌هایم به مغزم خیلی خوب است، یکهو وسطِ ساعت‌ها فکر بیرون‌ش می‌کشم و می‌گویم بس است دیگر حالا برو درست را بخوان، و او می‌خواند «به من می‌گن گلپری».
جزئیات مهم است، عقب ایستادن و خیره نشدن به آدم‌ها موقع حرف‌زدن و نبلعیدن‌شان، هم همینطور.
همه‌چیز همین چیزهای کوچک است عزیزم. کوچک‌های بزرگ.
عه، یکِ دوِ سه.
اوی‌من;
"قِسمی که مرا نیافریدند، گر جهد کنم مُیسرم نیست."
امروز بزرگ‌داشتِ جناب سعدیه انگار :)
همونجا که می‌گه؛
-عجب در آن سر زلف معنبر مفتول... که در کنار تو خسبد چرا پریشان‌ست؟؛
و یا اونجا که،
-سعدی به روزگاران مِهری نشسته بردل بیرون نمی‌توان کرد، الا به روزگاران"
و در نهایت، همونجا که یه مصرع چند کلمه‌ای آقای سعدی می‌تونه غده‌ی کوچیکِ کنار چشم رو قلقلک بده و رگ‌های کریستالی معلق میون قلب‌ت رو بلرزونه. «رشک‌م از پیرهن آید، که در آغوشِ تو خسبد.»
می‌خوام ازت تشکر کنم مشعوق سعدی.