اویمن;
من ترجیح میدهم خوشحالیها و غمهایم را با کسی در میان بگذارم که مطمئن باشم، از این موضوع مطمئن باشم
بعضی وقتها حتی فکر میکنم خودِ چند وقت بعد هم، آنطور که باید نمیفهمد حرفِ اینروزم را. پس این میان، نوشتن چه فایدهای دارد، وقتی همهی اینها قرار است یک مشت کلمهی دستخورده باشند..
اویمن;
من از نویسنده بودن میترسم.
به قول دوات، کاش سبیل چنگیزی داشتم و راننده کامیون بودم. نویسنده نه.