eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
کم‌کم بوی پاییز هم می‌آد.
بعضی عطرها شاید خیلی نام‌دار هم نباشن، اما وقتی جایی که انتظارش رو نداری، کنارِ خیابون، تو یه‌جای شلوغ و موقع عبور یه غریبه، یکهو توی بینی‌ت می‌پیچن، انگار دلت می‌خواد جهان رو متوقف کنی و همون‌جا بایستی به بوییدن. انگار دنیای ثبت‌شده از حس‌های خوابیده زیر اون بو، خواهان زمان بیشتری برای تداعی‌ان. به‌نظرم عطرها هیچ‌وقت دربندِ اسم و شناسه نیستن، ارزش بو به حس‌ها و زمانیه که باهاش گذشته. حتی اگه مثل بوی خیارسبز، مسخره باشه.
هدایت شده از کاش‌ابر‌بودم.
نمیخوام فردا روز بهتری باشه میخوام فردا دنیا تموم بشه
اوی‌من;
"‏در موردش ناراحت نیستم، در موردش از خودم متنفرم."
من آدم بهتری که دوست‌هام می‌گن پیداش می‌کنم رو نمی‌خوام، من فقط می‌خواستم تو برام اون آدم بهتره بودی.
چیه این آدمیزاد؟
هدایت شده از ˜¨ جـنـان ¨˜
چیز هایی هست که از دست میرن و شور بختانه، هرگز جایگزین نمی‌شن. آرزو میکردم که این طور نبود.
همین امروز فهمیدم پدربزرگم رفیقی داشته که همدیگه رو "ای گر(کچل)" صدا می‌زدن. متقابلاً. دیشب، وقتی تو مسجد تسبیح رو براش پرت کرده پدربزرگ گفته«ای گر این چه طرزِ پرت کردنه» و باهم خندیدن. و این آخرین مکالمه‌شون بوده. آخرهای شب، وقتی کارهای مسجد تموم می‌شه رفیق خادم توی روضه سکته می‌کنه و تموم. از صبح تا الان تو بهتِ عجیب بودن زندگی‌ام.
شاید کنار هم پیر شدن همین‌قدر قشنگ و دردناک باشه.