اویمن;
اندریوم،گلستانخوانی با استادِ فلسفه یکهو از آسمان.
یکم اینکه فردا زنگِ اول با همین جناب منطق داریم، برام عجیب و باورنکردنیه.
اویمن;
سلام،کمتر از ۲٠ روز دیگه پاییزه.
_پاییزِ من، عزیزِ غمانگیزِ برگریز؛!
یکروز میرسم و تو را میبهارمت.
این دوتا مکمل همدیگهان، تضاد، تناقض، پارادوکس. و حالا چیزی شبیهِ این دوتام. برای اولین شبِ پاییز.
اویمن;
و حالا تو هی خودت رو به در و دیوار بزن که دیوونهای، این دیوونگیه، تمومش کن. مگه میفهمه.
اگه این تکست رو درک میکنی، توهم یه دیوونهای.