این دوتا مکمل همدیگهان، تضاد، تناقض، پارادوکس. و حالا چیزی شبیهِ این دوتام. برای اولین شبِ پاییز.
اویمن;
و حالا تو هی خودت رو به در و دیوار بزن که دیوونهای، این دیوونگیه، تمومش کن. مگه میفهمه.
اگه این تکست رو درک میکنی، توهم یه دیوونهای.
اویمن;
و یه بمرانی و آقای افشاریان. میمونه تو لیستِ آرزوها.
و حالا، یه بلیطِ آقای گرشاسبی میتونه شفادهنده باشه.
مدرسه مثل زالو انرژی و امیدِ نداشته و توان زندگی و همهچی رو میمِکه، و من برای اینحجم تلفات اصلا از اول هم چیزی نداشتم.