اویمن;
اما فردا برمیگردم، مثل هر صبح که جوری بلند شدم انگار من نیستم.
برای امشب زیادی نازک و دلتنگ و احساسیام، فردا باز سپرم رو برمیدارم. قول.
اویمن;
جهان غمگین اگه از خودت فراتر بری، حتی غمگینتر هم میشه. اینجا علاوه بر تکْ انسان منفرد، گروه انسان
حالا برو عزیزم، برو توی خیابون و بهجای همهی ردِ اشکهای خشک شده روی گونهت، بخند. بخند و بذار چشمهات از برق دنبالهی ستارههای آتشین بدرخشن. بخند عزیزم، هرچند غمگین، اما آروم. به آرومی لبخندهای عکس سید.