اویمن;
جوری که حتی یه برخورد یهویی با سید روزِ آدم رو میسازه، بینظیره.
رفیق فاب سید، کپی برابرِ اصل، بریدهناف باهم، شما تصور کن تا صبح.
قبل نیمهشب یکی از همکلاسی جدیدها خیلی جدی بهم گفت «کلاً یهجوریای انگار تموم راههای دوستی باهات رو بستی» و من اینجوری بودم که ژاننغتشفس من به این مهربونی، دلت میآد؟! (تأیید کردم)