اویمن;
ایبابا، چهکنیم ای دوست که زندگی ایز borning ِتمام🎀
نبابا انسانی مهربون و ملایمه، فقط هرشو هرشو امتحان سلام میرسونه./خیلی از روزها زیاد هم بد نیستن ولی آدمیزاد مگه چقد حرف داره؟ «حال ندارم، بذار بعدا».
اویمن;
شدیداً منتظر روزیام که مستقل بشم و توی حصارِ مرتب خودم، از شرِ همه بینظم هایی که آدم رو به ستوه می
انقدر که خونه تو این یهروز سوت و کوره، فهمیدم ابداً بهدرد زندگی تنها و مستقل نمیخورم. کسی بالا کلهم نباشه خودم رو با کار و اورثینک خفه میکنم.