اویمن;
داستانهایی که یه رشته پیوندی با زندگی گذشته شخصیتها داره🧎♀
کششی که این قضیه برام داره، تا ته دور از واقعیت بودنش رو از یادم میبره. ژانرِ موردعلاقه: زندگی قبلی داره؟
درازی سرِ قصهی مشکلاتم با امتحان اونقدری هست که اینروزها«سراپا تیکام، بسیار عصبی».
اویمن;
شما رو با این پدیدهی شافی آشنا میکنم، میزان نجاتدهنده بودنش از اون چلاغی که تو آینه میبینی بیشتر
شافی بودنت گذشت عزیزم، دیگه از دستِ توهم خارجه.
اویمن;
کاش لااقل اونقدر ارزش داشتید که آدم خندهاش نمیاومد. آخه بچه.
باور بفرمایید سختتر از تحمل کردن بچه، تحمل آدمهای بچهساله. کلمههام از بیان فرار میکنن و مغزم هنگ و واهنگ به تصویر مقابلش زُل میزنه. چهطور میشه انقدر وقیح، غیرقابل بیان، بچه بود؟ کاش کمتر حسش میکردم.