اویمن;
اولویتِ اولم برای روزی که چراغ جادو پیدا کنم «داشتن یه لییون واقعی» تو زندگیمه.
در این مورد، یه بکسائون هم بپیچید بیزحمت.
تمامِ تلاشم رو میکنم اینطور نباشه، اما انگار همیشه من کسیام که باید تنها رنج بکشه و بگذره و فراموش کنه و باز بلند شه. دست و پا زدن فایدهای نداره، بعضی چیزها رو با گِل آدم سرشتهن.
اویمن;
آدمهای مراعاتکننده رو اذیت نکنید بچها، اینها خیلی طفلیان.
شاید بعدتر یاد بگیرم، گذشتنهای الکی وقتی کسی حتی متوجه نیست فقط رنج اضافیه. مجبور به کشیدن نیستی.
انقدر که هی به خانه چسبیدهام، دارم میبینم اضطراب اجتماعیام حسابی قد کشیده است ماشالا.
اویمن;
یکم اینکه فردا زنگِ اول با همین جناب منطق داریم، برام عجیب و باورنکردنیه.
دلم برای لبخندهاش تنگ شده بود، آخیش.
هیچکس/من: دلتنگی سگی توی دیماه برای کلاس دبیرها. تصویر آخر مصداق دیدم که جانم میرود بود.