هیچچیز به اندازه تماشای رفت و آمد و تعاملات مردم «از دور» ناگواری دوری از خونه رو نمیشوره. از این جهت، سفر حتی به جاهای تکراری هم جدیده!
«أینما تکونو یُدرککُم المَوت، ولو کُنتم فی بروج مُشیّده؛ و از مرگ فراری نیست. حتی در برجهای بلند. ثمود یا عاد، فرعون یا قارون. همه را مرگ بلعید. بیهیچ خبری. ما تازه از آن برجها نداریم. اینهمه اطمینان به لحظهی بعد، از کجا؟
ـ ــ حاشیههای نشانْشده.
هدایت شده از لبپَر.
واکنش صادقانه من نسبت به حجم درس های نخونده:
نه رهِ گزیر دارم، نه طریق آشنایی