/تلاشی طاقتفرسا برای تنفری لااقل ملایمتر، نسبت به خودی که تنها یکبار به آدم داده میشود./
اویمن;
من از اون آدمهام که اگه قرار باشه مثلا ساعت هفت برم یهجایی که برام مهمه یا با افرادِ اون جمع راحت
واقعاً چه اخلاق عجیبیه که وقتی یه کارم لنگه نمیتونم تا پروندهش بسته نشه بره پی کارش، رو چیز دیگهای تمرکز کنم. جز سردرد و نگرانی و هدررفتِ روز چیزی دستگیرم نشد.
شاید غلط، موقتی و گذرا باشه و حتی شرایطِ بهتری توی راه؛ اما تو این قسمت از زندگی عمیقاً از خانوادهی بیشتر از چهارنفر بیزار و خستهم.