چرا واقعاً؟ منم نمیدونم. ساکتآپ شدم یهو. یهو زیاد حرفزدن اینجا(و هرجا) برام بیمعنی شد و دیگه مثل قبل حتی تایپ و پاک نمیکردم، کلاً فقط سائر. نگاه کردن و رد شدن و رفتن دنبال واقعیتِ آروم. بهجاش زندگی واقعی فولکیفیت شد، باحاله. الان بیشتر میخوام با اعضای کانال جلسه داشته باشم، پیام فایده نداره.
اویمن;
یکم اینکه فردا زنگِ اول با همین جناب منطق داریم، برام عجیب و باورنکردنیه.
و امسال، فردا فلسفهداشتن با ایشون میتونه استرسم رو کم کنه.
تابستون قشنگی بود. عمیقاً فهمیدم انتخاب رشته به آدم هویت میده، هویت یعنی حتی اگه بیهیچاجباری رهات کنن هم تو مسیر خودت رو پیدا میکنی و احساس ثبات. این تابستون به اندازهی تمام سالهای عمرم اعتمادبنفس داشتم، برنامه و نظم و مفیدبودن، و بهنظرم این انتخابرشته درسته که آدم رو لایق همچین موهبتی میکنه. و کاش پایدار میموند. کاش همیشه تابستون بود و برنامهی زندگی دستِ من. ولی احتمالاً فردا، شروع روند نفرتپراکنی علیه سایشروانی اجتماعه.