اویمن;
منم همینطور زنعمو، منم همینطور.
به قول زنعمو؛ وضعیت از دوشوار گذشته، الان سهشواره.
اویمن;
بعضی روزها انقدر نسبت به همهچیز مشتاقم که انگار من تهی و پوچ چند روز پیش یه خواب بود.
به راستی چنینم چرا؟ کجاست آن چرندی که پراندی؟
نمیدونم این گاردِ محکم چیه، ولی تو روز زن وقتی خونهداری زن رو تقدیس! میکنن خون میدوه تو صورتم. انتخاب محترمه، ولی مقدس؟ ولم کن.