هدایت شده از اونجا کِ میگه:
اونجا که شهریارمیگه :
صفایى بود دیشب
با خیالت خلوت ما را ،
ولى من باز پنهانى
تو را هم آرزو کردم …!
عاشقی دردسری بود، نمیدانستیم
حاصلش خونجگری بود، نمیدانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط، بی بال و پری بود، نمیدانستیم
آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو
سهممان بی خبری بود نمیدانستیم!
-صابر خراسانی
#تسلای_روح
هدایت شده از آبیِآسمان⛅️✧!
من واقعا آدم سازگاریم. فقط گاهی اوقات قبل از اینکه تصمیم به سازگار شدن بگیرم، از شدت عصبانیت و کلافگی و بیچارگی میشینم یه گوشه در حد مرگ اشک میریزم و بعد که همهی اشکامو از دست دادم، تصمیم میگیرم سازگار بشم. زندگی همینه
داری با آرامش انارتو میخوری که یهو یه کرم خبیث روح و روانتو ازت میگیره🗿💔
خیلی دوست دارم بدونم انیشتین وقتی حقایق و واقعیتهایی به اون بزرگی رو کشف و اثبات کرده چه حسی داشته. حتما خیلی به خودش و زندگی پر بارش افتخار میکرده :)
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
کِی میشود که آنکه روح و جانش را مینویسد، مدتها نوشتن را رها کند؟ پاییز که میشود، آدمی که نوشتن را مدتهاست رها کرده است، میخواهد با سرمای باران و خش خش برگها و بارانیها و چترها، بر گرمای قلمش بیفزاید.
اما تو، حالا میتوانی خروش سرمای پاییز را در گردش رنج میان رگهایت حس کنی، که چگونه به آنها گرما میبخشد؟
_ آگاتای سابق، چهارمآبانماههزاروچهارصدوسه؛