دلت چه شد که از آن شور و اشتیاق افتاد؟
چه شد که بین من و تو چنین نفاق افتاد؟
زمان به دست تو پایان من نوشت آری
مسیر واقعه این بار از این سیاق افتاد
دو رودخانهی عشق من و تو شط شده بود
ولی دریغ که راهش به باتلاق افتاد..
شکر به مز مزه چون شوکران شود زین پس
مرا که طعم دهان تو از مذاق افتاد..
خزان به لطف تو چشم و چراغ تقویم است
که دیدن تو در این فصل، اتفاق افتاد
چه زندگانی سختیست زیستن بی عشق..
ببین پس از تو که تکلیف من چه شاق افتاد