ما هر دو مون به یه اندازه مقصر بودیم. اما به یه اندازه تاوان ندادیم!
هدایت شده از درنای کاغذی
"قال ربِّ اشْرَحْ لي صَدري و یَسِّرْ لی أمری و احْلل عُقدةً مِنْ لساني یَفقَهوا قَوْلی"
پروردگارا! سینههایمان را گشاده و کارمان را آسان کن و گره از زبانمان بگشا تا سخنانمان را بفهمند!
هدایت شده از -معشوقهٔآفتابگردان-
یکی از باگهای آدمهای شوخ هم اینه هیچکس باور نمیکنه اینها ممکنه جدی جدی ناراحت بشن.
سبزِ متمایل به نارنجی.
یکی از باگهای آدمهای شوخ هم اینه هیچکس باور نمیکنه اینها ممکنه جدی جدی ناراحت بشن.
حق واقعا. یه وقتایی وقتی بهم بر میخوره طرف این شکلیه که وا.. مگه به تو ام بر میخوره؟
مگه من آدم نیستم🗿؟
صبح داشتم میومدم بیرون برم مدرسه. آبجیم گفت کاپشنتو بپوش. خوشحال شدم گقتم نگرانم شده که بلافاصله بعدش گفت شبا انقد سرفه میکنی نمیذاری بخوابیم🗿💔
حقیقتا خودمم حس میکنم دیگه قفسهی سینم گسسته شده