من دلتنگ حرمتم.. به کی بگم؟
دردامو به تو نگم.. به کی بگم :)؟
خسته از همه دوباره اومدم.. چی میشه به ما محل بدی یکم :)؟
مرهم دردام.. دلم تنگته خب.. :)
سرمای تنش را تکاند. حالا دیگر تهی شده بود. انگار تمام وجودش سرما بود و برف.
قلبش خلوت و مسکوت بود. و آزارش به کسی نمیرسید. اما آزار همه به او میرسید.
#دستنویس
حق با شما بود استاد!
یه وقتایی جوری فرو میرم تو خودم که یادم میره چجوری برگردم به جمع. و این به خودی خود آزار دهنده نیست. وقتی آزار دهنده میشه که هرکی رد میشه میپرسه چته؟ چرا چند وقته خوب نیستی؟ دیگه مثل قبل شنگول نیستی..
و با حرفاش باعث میشه مجبور بشم چند ثانیه از فکر در بیام.
و همهی اینا وقتی بدتر میشه که دلیل اینطوری شدنمو پیدا نمیکنم.
دیگه صدای گریهی نوزاد میشنوم تن و بدنم میلرزه. برام تبدیل به یه تروما شده. اشکم در میاد میبینم گریه میکنه..
اگه تقدیمی فور میدید، حداقل یه پیام آدمیزادی فور کنید. یکم وقت بذارید براش. خیلی مسخرهست که میاید آخرین پیام آدمو فور میکنید.