هدایت شده از 𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
[بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار]
✉️ چنل DlALECTIC قصد داره دومین تقدیمی از جنس شعر و ادب پارسی رو تقدیم بکنه.
شیوه این تقدیمی اینجوریه که شما این پیام رو فوروارد میکنید در کانالتون و لینک کانال رو در اینجا ارسال میکنید:
[ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_73avov&btn=Talking ]
و من یک حکایت از گلستان سعدی رو به شما تقدیم میکنم.
📋 ظرفیت فقط ۱۰ کانال
⏰ مهلت شرکت تا ساعت ۲۲ شب فردا ۱۵ فروردین
گزارش امروز:
راس تنها: ۱۰
نازنین: ۱۰:۱۵ (برای پیشرفتت بهت افتخار میکنم:)
zoha: ۱:۵۷
j: ۴:۴۵
#report
امروز روی این بنرها که میذارن برای شهدا نامه بنویسیم، دو بیت شعر خودمو نوشتم. نمیدونم چرا واقعا. شعره رو حتی ویرایش هم نکرده بودم. فقط چیز دیگهای برای نوشتن نداشتم و دلم میخواست بنویسم🗿💔
بچهها توروخدا به موقع برید سر قرار. من الان یک ساعته منتظر دوستمم. دیوانه شدم. انقدرم زود پاشدم الان مغزم درد میکنه.
واقعا برنامهی پیامک نمیخواد طی یک پیشرفت جزئی، ریپلای رو به آپشنهاش اضافه کنه؟
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
سبز متمایل به نارنجی
_
دقیقا مثل اسمش، گاهی سبزه و گاهی نارنجی. به نظرم آدم تلاشگریه و بهترین خودش رو میذاره وسط. عکساش رو دسوت دارم و واقعا هنرمنده، عاشق یه سری از نقاشی هاشم.
هدایت شده از 𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
✉️تقدیمی شماره ۶:
یکی در مسجد سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان را از او نفرت بودی. و صاحب مسجد امیری بود عادل نیک سیرت، نمیخواستش که دل آزرده گردد. گفت: ای جوانمرد! این مسجد را مؤذنانند قدیم. هر یکی را پنج دینار مرتب داشتهام. تو را ده دینار میدهم تا جایی دیگر روی.
بر این قول اتفاق کردند و برفت. پس از مدتی در گذری پیش امیر باز آمد. گفت: ای خداوند! بر من حیف کردی که به ده دینار از آن بقعه به در کردی که اینجا که رفتهام، بیست دینارم همیدهند تا جای دیگر روم و قبول نمیکنم! امیر از خنده بیخود گشت و گفت: زنهار تا نستانی که به پنجاه راضی گردند!
به تیشه کس نخراشد ز روی خارا گل
چنان که بانگ درشت تو میخراشد دل
برای سبز متمایل به نارنجی