ببخش که با هرچیزی یادت میافتم و اشک میریزم. قلبم هنوز باور نکرده رفتی. ولی ذهنم میدونه که نیستی. این وسط من موندم و خاطراتی که دم به ثانیه از جلوی چشمام میگذرن و دلی که از نبودنت داره تیکه تیکه میشه.
مامانش هنوز کتابی که اون روز داشته میخونده رو از روی میز برنداشته بود.. همهی کتابایی که اون روز داشت میخوند هنوز روی میز بودن. حتی خودکارشم بین صفحههای کتاب فیزیک بود.. همون کتاب فیزیکی که اولش برام نوشته بود "مژههات پریشون شده"
کنکور بهم احساس خفگی میده. احساس میکنم بقیه دارن زندگی میکنن درحالی که من ازش محرومم. امیدوارم یه روزی خدا مزد زحمات همهمونو بده.
کتابایی که با عیدیام خریدم تا بعد کنکور بخونم، اونایی که برای تولدم هدیه گرفتم، پوستر فیلم و سریالایی که دوست دارم ببینم، همشون باعث میشن بخوام گریه کنم. دووم بیار فائزه. فقط چند روز مونده.
سبزِ متمایل به نارنجی.
واقعا آدم مزخرفیام بچهها. توصیه میکنم بهم نزدیک نشید.
منتظرم بگید نه عزیزم تو خیلیم آدم خوبی هستی💕
تاحالا از این ایموجیه استفاده نکرده بودم. محبتامو میخوام بذارم برا وارث💕