🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز نهم چله بیاد شهید علی اکبر رستمی 🌹
همه جوره در اختیار انقلاب بود. با ماشین سنگینی که داشت به شهر های مختلف می رفت, اعلامیه های امام را می اورد تکثیر می کرد و در اختیار انقلابیون شیراز می گذاشت. یکی از این سفرهایش به یاد ماندنی شد. به اتفاق تعدادی دیگر از انقلابیون شیراز برای دیدن ایت الله سیدعلی اصغر دستغیب که در استان سیستان بلوچستان تبعید بود رفت. بعد از دیدار, اقای دستغیب گفته بود: همین نزدیکی, سید بزرگواری تبعید است به اسم سیدعلی خامنه ای, به دیدار ایشان هم بروید. رفته بود. اقای خامنه ای به گرمی از انها, استقبال کرده و با انها عکس می گیرد(عکسی که سال ها برمزار علی اکبر بود) بعد دستخطی می دهد تا به شهید دستغیب برسانند. وقتی شهید دستغیب دست خط اقای خامنه ای را می بینند می گویند:من ایشان را از نزدیک ندیده ام, اما هر که هست, فرد فاضلی است!
شهید علی اکبر رستمی ❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز دهم به نیت شهید میثم معظمی گودرزی ❤
برادر شهید تعریف میکرد که برادرش بر اثر انفجار جراحات زیادی برداشته بود و در بیمارستان بقیة الله بستری شد، شهید عزیز، در لحظات آخر که میخواست به فیض شهادت نائل بشه... دیدیم داره با ناله ای ضعیف حرف میزنه...هر چه دقت میکردیم که متوجه بشیم چی میگه، صحبت هاش نامفهوم بود...به اطرافیان گفتم یک قلم و کاغذ بیارید تا بنویسه که چی میخواد بگه...
قلم و کاغذ رو دادیم بهش ولی متاسفانه بر اثر شدت جراحات توان نداشت که بتونه قلم رو روی کاغذ فشار بده و بنویسه...مقداری خطوط روی کاغذ کشید ولی باز هم مشخص نبود که چیه....اما تمام توانش رو جمع کرد و روی کاغذ نوشت ، آقا سالمه؟؟
بهش گفتم آره الحمدلله سالمه...بعد از شنیدن این حرف به فیض شهادت نائل شد....
شهید سردار میثم معظمی گودرزی❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز یازدهم چله به نیت شهید محمد طوسی ❤
یڪ روز بعد از پایان عملیات والفجر۸ تویوتا را روشن کرد و به سمت آبادان حرکت کردیم. حالش آشفته بود تا به حال اینگونه او را ندیده بودم، یک به یک شهدا را یاد میکرد و برایشان گریه میکرد، گفتم حالا چرا اینقدر ناراحتی گفت: «بیشتر برای زمان بعداز شهادتم ناراحتم»
متوجه حرفش نشدم با تعجب گفتم: بعداز شهادت که ناراحتی نداره ! گفت: « برای ما داره از آنجایی که من فرمانده بودم، مردم و مسئولین مرا میشناسند. ناراحتم و میترسم از آن روزی که وقتی شهید بشوم، تشییع جنازهام شلوغ شود، مسئولین بیایند، برایم تبلیغات ڪنند. کل استان اعلامیه پخش کنند. این است که برای بعداز شهـادتم هم ناراحتم ، من خودم را شرمنده شهدایی که واقعاً زحمت کشیدند و نامی از آنها نیست میدانم.
با این اعتقادی که داشت، خدا به او عنایت کرد و بعد از شهادتش، مفقود ماند و تشییع نشد. مدتها از زمان شهادتش گذشت تا اینکه در سال ۱۳۷۴بهمراه هفتاد و چند تن از شهدای مازندران تشییع شد.
سردار شهید محمد طوسی ❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز دوازدهم به نیت شهید والامقام علی نوری ❤
از طرف سپاه لباس فرم برای پاسداران رسمی آمده بود. یکی هم برای حاج علی کنار گذاشتم و به او اطلاع دادم. روز بعد در حالی که بیمار بود، ساک بدست آمد. همیشه از گرفتن و پوشیدن لباس امتناع می کرد و می گفت من لیاقت پوشیدن این لباس را ندارم، اما این بار تا لباس را به ایشان دادم گرفت، بوسه ای بر آن نشاند و در کیفش گذاشت. قبل از رفتن از من حلالیت طلبید و گفت:« وقتی می خواستم بیایم بر عکس همیشه خانواده مانع من شدند، کودکانم به پایم پیچیدند و می خواستند مرا از آمدن منصرف کنند، فهمیدم که خداوند می خواهد با این کودکان بی گناه مرا آزمایش کند!»
اندکی سکوت کرد، چشمانش فروغ خاصی داشت، آرام و مطمئن گفت: «می دانم که این سفر را بازگشتی نیست!»
بچه های گردان ابوذر نقل می کردند، حاج علی شب عملیات، لباس فرم سپاه را از کیفش در آورد و برای اولین بار پوشید. وقتی با چشمان متعجب ما مواجه شد گفت: « من در این عملیات شهید می شوم و دوست دارم در روز قیامت با لباس فرم سپاه، در محشر محشور شوم.
شهید حاج علی نوری🌹
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا ❤
روز سیزدهم به نیت شهید سید مرتضی آوینی
سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران بود.
اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم
اما وسط راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم ولی پول نبود…! جیب چپ نبود… جیب پیرهنم!
نبود که نبود … گفتم حتما تو کیفمه!
اما خبری از پول نبود…
به راننده گفتم: اگر کسی رو سوار کردی و بعد از طی یک مسیری به شما گفت که پول همراهم نیست، چیکار میکردی ؟!!
گفت: به قیافه اش نگاه می کنم!
گفتم : الان فرض کن من همان کسی باشم که این اتفاق براش افتاده…!!! یکدفعه کمی از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت
و گفت : به قیافه ات نمیاد که آدم بدی باشی ، می رسونمت … .
خدای من!من مسیر زندگی ام رو با تو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم
اما الان هرچه نگاه می کنم ، می بینم هیچی ندارم، خالیه خالی ام …💔
فقط یک آه و افسوس که مفت عمرم از دست رفت …
خدایا ما رو می رسونی؟؟؟ یا همین جا وسط این بیابان سردرگمی پیاده مون میکنی؟؟؟😢
الهی و ربی من لی غیرک .....
شهید سید مرتضی آوینی❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگفت :
عمریست شب و روزم را به عشق شـهادت گذرانده ام… و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم…:)✨❤️🩹
ـ شهـــیـد #محسن_حججی
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈