چشمانشان که به مهدی افتاد از خوشحالی بال درآوردند . دورهاش کردند و شروع کردند به شعار دادن؛ "فرمانده آزاده، آماده ایم ،آماده !"
هر کس دستش به مهدی می رسید، امان نمیداد ! شروع می کرد به بوسیدن .😊
خلاصه به هر سختی بود از چنگ بچه های بسیجی خلا شد اما یه جای اینکه از این همه ابراز محبت خوشحال باشد ، با چشمانی پر از اشک به خودش می گفت :"مهدی ! خیال نکنی که کسی شدی که اینا اینقدر بهت اهمیت میدن ؛ تو هیچی نیستی 🥺!تو خاک
پای این بسیجی هایی "
کتاب ۱۴ سردار،صفحه ۳۰
🙃شهید مهدی زینالدین
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
آیتالله میردامادی استاد شهید تورجی زاده نقل می کرد:
بعد از شهادت محمدرضا خوابش رو دیدم
و بهش گفتم:محمدرضا، این همه از حضرت زهرا سلامالله علیها گفتی و خوندی، چه ثمری برات داشت؟
شهید تورجی زاده بلافاصله گفت: همین که در آغوش فرزندش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجهم جان دادم برام کافیه...
شهید محمد رضا تورجی زاده
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا ❤
روز سی و سوم به نیت شهید محمدرضا تورجی زاده😊
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز سی و دوم به نیت شهید مجید قربانخانی ❤
وقتی از سفر کربلا برگشت ،مادر پرسیده بود چه چیزی از امام حسین علیه السلام خواستی ؟
مجید گفته بود یک نگاه به گنبد حضرت ابالفضل کردم یکی هم به گنبد امام حسین و گفتم : "آدمم کنید !"
سه چهار ماه قبل از رفتن به سوریه کلا متحول شد.
همیشه درحال دعا و گریه بودو همیشه نماز هایش را اول وقت می خواند حتی یک نماز صبحش هم قضا نمی شد خودش همیشه می گفت نمی دانم چه در من رخ داده دوست دارم همیشه در حال عبادت باشم !
شهید مجید قربانخانی ❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز سی و سوم چله به نیت شهید مرتضی زندیه
گریه ڪنِ امام حسین عليه السلام بود از اونایے ڪہ گریه ڪردنش با بقیه فرق مےکرد وقتے از مجلس روضه امام حسین(ع) مےآمد بیرون چشمانش سرخ شده بود، از بس گریه مےڪرد ڪارهاش طورے تنظیم می شد ڪہ به #روضه امام حسین عليه السلام برسہ، هر جا روضه بود مےدیدیش روزے چندبار #زیارت_عاشـورا مےخوند، همیشه هم مےگفت: «من توی بغل تو شهیـد مےشم»...
آخرش هم همونطور شد که میگفت تو بغل من شهیـد شد اونم با گلـوی بریده....
روی سنگ قبرش با خط درشت نوشتند: « هذا محب الحسین عليه السلام»
راوی حاج حسین کاجی
روحانی شهید مرتضی زندیه❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز سی و چهارم به نیت شهید جواد محمدی❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز سی و پنجم به نیت شهید محمد قاسمی زاده ❤
تکه کلامش با بچه های اتحادیه انجمن اسلامی اندیمشک این بود : اول فکر کنید بعد حرف بزنید .
او به قدری این جمله را تکرار می کرد و تاکید داشت که گاهی بچه ها به شوخی به او می گفتند : اول فکر کردی که به ما سلام کنی ؟اول فکر کردی که ما را نصیحت کنی ؟ اول فکر کردی که ...
او فکر کرده بود که تکلیفش رفتن به جبهه است . هنگام اعزام ، نوجوانان زیادی او را بدرقه می کردند و می دانستند که دیگر موفق به دیدار استاد شان نمی شوند !
شهید محمد قاسمیزاده ❤
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا
روز سی و ششم به نیت شهید مسعود صالح فر ❤
در شب عملیات خیبر در زمانی که بچه ها در شیار خودی زمین گیر شده بودند ، تیربار دشمن، مستقیم شیار را آتش خود داشت. همه به دنبال چاره ای بودند که ناگهان فرمانده گروهان مسعودصالح فر بر بالای خاکریز ایستاد و فریاد زد: ای " سربازان امام زمان ! به پیش " و در همان لحظه نخستین کسی بودکه به معشوق خویش رسید
شهید مسعود صالح فر ❤
🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲
..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡
🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇
#گروه_جهادی_عروجیان
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
https://eitaa.com/orojian_com
┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈