1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استورے
~~
زینب خودِ علےست
مُلَقَب بہ #زینب است :)
جایِ تمامـِ مدافعانَت خالے بانو..💔
#میلادباسعادتحضرتزینب✨
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
••
هر کجآ،پٰآ میگذآرم اَز تو میگویم سخن🌿
عآلمے رآ کرده ام دیوٰآنه ے ذکر حسـن🌿
#یلدای_حسنے 💚
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
@Madahi_Zakerin1608389713015.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
∞⌈🌸🍃⌋∞
• زن نگو بگو قہرمان عآشورا✌️
• زن نگو بگو بہترین زن دنیا😍
#نریمانی
#مولودی👏
#ولادت_حضرت_زینب_سلام_اللہ_علیها
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
یلداتونبہقشنگےعکسبالا🍉
#آسیدعلےعشقمونھ🌹
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
••
چه شود!
جشنِ شب یلدآ بگیریم سآل بعد..
در جوآر گُنبدُ گلدسته وُ صحنِ «حسن»🥰
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
دعای فرج❤️
اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری سلام الله علیها
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
❁•°[بِســـمـ رَبـــِ اْلْحَـسَــنْ (ع)]°•❁
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
💠 تلنگر 💠
✍مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد!
میگفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی … گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم!
💥تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم …
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘
#برگیازخاطره🍃
#حاجقاسم سرزده آمد به جلسهی قرآن روستا.
مثل بقیه نشست یک گوشه و شروع کرد به خواندن ؛ از حفظ.
با تعجب پرسیدم: شما با این همه مشغله
چه طور فرصت حفظ قرآن داشتید؟
گفت: در ماموریتها ، فاصلهی بین شهرها را
عقب ماشین مینشینم و قرآن میخوانم.
┌────✾💚✾────┐
@oshaghoolhasan
└────✾💚✾────┘