eitaa logo
عُشــٰاقُ‌الــحَـسَـنْ🇵🇸¹¹⁸
2.2هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
3.5هزار ویدیو
70 فایل
『بِسمِ‌رَب‌ِ‌الْمُجْتَبىٰ‌علیه‌السلام』 راستی نیست تو را شمع و چراغ و حرمی نکند سائلی آمد تو حَرَم بخشیدی؟ #یاحَسَن‌مولآنآ🫀 کپی ꜜ ꜜ فقط به شرط اینکه ؛ قبل از هر کپی یک ذکر "استغفرالله" به نیت خادم‌ ِکانال بگید! @hasanmolla ⏎ شِنوای‌ِشما
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹ميهمان خراسانى و تنور آتش روزےشخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! شما بيش از حدّ عطوفت و مهربانى داريد، شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است كه قيام نمى كنيد و حقّ خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمى گيريد؟! امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش ، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به يكى از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن . همين كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراسانى خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشين. سهل خراسانى گفت : اى سرور و مولايم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان ، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار در همين لحظات شخص ديگرى به نام هارون مكّى - در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام كرد. حضرت امام صادق سلام اللّه عليه ، پس از جواب سلام ، به او فرمود: اى هارون ! كفش هايت را زمين بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشين هارون مكّى كفش هاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى ، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاى آتش نشست . حضرت فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است . همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتش ها نشسته است ، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد. بعد از آن ، حضرت خطاب به سهل خراسانى كرد و اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص - هارون كه مطيع ما مى باشد - پيدا مى شود؟ سهل پاسخ داد: هيچ ، نه به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد. امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم ...
عُشــٰاقُ‌الــحَـسَـنْ🇵🇸¹¹⁸
~💣~ جنــگ.. جنگ اعتقادھـ ؛ جنگ جہانیِ ✋🏿! #سربازِوِلایت🕊 #پیشنهاددانلود👌 ┌────✾💚✾────┐ @oshaghoolh
💔 : - امروز اگر جلوه های زیبای پُر شور حضورِ جوانان در صحنه های پُرخطرِ فلسطین و لبنان را مشاهده می‌ڪنید، این الگو گیری از ✌️🏻 است... ❤️ 😍 ┌────✾💚✾────┐ @oshaghoolhasan └────✾💚✾────┘
┌────✾💚✾────┐ @oshaghoolhasan └────✾💚✾────┘
تا حالا دِقت ڪردے ... با اینڪه خُدا میتونه مُچتُ بگیره همش دستتُ میگیره؟!🌱 •الله اڪبر از اینهمه معرفت• :))
جوابِ دلایے ڪه تنگ شده براے ڪربلا رو ڪے میده://🌱🕊
🕊 حاج‌آقا رفت نشست رو صندلی. او سخن‌رانی را شروع کرد و فقط از ثواب نماز شب گفت. در اوج صحبت بود که اکبر کاراته زد به پیشونیش. حاج‌آقا گفت: اکبر، چی شده؟ گفت: خوش‌حالم که اصلاً نماز شبم ترک نمی‌‌شه. نادی گفت: حاج‌آقا این اصلاً نمی‌دونه نماز شب سیبه یا نمازه. اکبر کاراته گفت: بعداً بهت می‌گم چیه! پاشو برادر پاشو وقته نماز شبه. اینو نادی می‌گفت و پاهای بچه‌ها را لگد می‌کرد، می‌رفت آن سنگر و برمی‌گشت. همه رو از خواب بیدار کرده بود. هر‌کسی چیزی می‌گفت؛ یکی فحش می‌داد، یکی می‌خندید و یکی... نادی داشت با سرعت می‌رفت که اکبر کاراته پتو را از زیر پاهایش کشید. نادی رفت توی هوا و با کمر اومد روی زمین. اکبر کاراته پرید پتویی انداخت روشو و گفت: هورا بچه‌ها، هورا! کوهی از رزمنده ریخته بودند. روی نادی که حاج‌آقا با یک فانوس داخل سنگر شد و گفت چه خبره؟ اکبر کاراته گفت: هیچی، نادی داره نماز شب می‌خونه. طاهری گفت: آره ما ریختیم روش. کسی نبینه؛ که ریا نشه!😂 ┌────✾💚✾────┐ @oshaghoolhasan └────✾💚✾────┘
خدایـا ڪـارے ڪن حریص باشیـم آدما‌ رو سمتت بیـاریم :)🍃•
‌ از امام‌حسـن‌علیه‌السلام سوال‌شـد: زهـد چیسـت؟! فـرمودند: رغبـت به تقـوی و بـی‌رغبـتی به‌دنیـا..؛ [ تحف‌العقول ص۲۲۷ ] 🌱 ┌────✾💚✾────┐ @oshaghoolhasan └────✾💚✾────┘