🔮 مجموعه پیامهای مکتب عاشورا
♨️ پیام سی و هفتم: مناعت طبع، شرط عزّتمندی‼️
✅ «مناعتِ طبع» یعنی شخصیّت انسان به گونهای باشد که برای ناداشتههای مادّی، احساس نیاز نکند و به خاطر آن، خود را در نظر دیگران، حقیر و ذلیل نکند...
#شعور_عاشورایی
#نشر_حداکثری
cejozt7611663122042909.pdf
8.33M
بسم الله الرحمن الرحیم
تمام صفحات روزنامه کیهان
امروز چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دستور داشتند علیها را بزنند
🔹️اگر از من بپرسید میگویم در کربلا چون میدانستند امام بعد از امام حسین علیه السلام، نامش علی است، برای همین علیها را بد زدند. یکی از دلایلی که آنها طفل ششماهه را زدند این بود که اسمش علی بود.
🔸️ابنزیاد تا امام سجاد علیه السلام را میبیند میپرسد: «تو که هستی؟» امام میفرماید: «من حسینبنعلی هستم.» ابنزیاد میگوید: «ما که علی را کشتیم!» این یعنی دستور داشت علیها را بزند.
🔺️مقامات زیارت عاشورا - جلسه دوم
#عاشورا
#مذهبی
4_5841245940211518845.mp3
28.09M
🔊 #سخنرانی استاد #رائفی_پور
📑 «اربعین و هدف مشترک با امام زمان» - جلسه دوم
☑️ لینک فایل تصویری
https://t.me/masaf/72331
🗓 ۲۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ - موکب مع امام منصور
🎧 کیفیت 64kbps
#اربعین_حسینی
و از کنار نخستین عمود راه افتاد
دوباره قافله مانند رود راه افتاد
قدم قدم، دمِ "لبیک یاحسین" به لب
عدم به سمت تمام وجود راه افتاد
دهان قافله یکباره پر شد از صلوات
بساط آتش و اسفند و دود راه افتاد
به لطف زمزمهی شعر دستهجمعی ما
میان جاده گروه سرود راه افتاد
نشست قافله قدری کنار موکب چای
همین که خستگیاش رفت زود راه افتاد
صلاة ظهر به یاد صلاة عاشورا
چه هقهقی که میان سجود راه افتاد
پس از نهار که یک روضه بود چاشنیاش
بساط شوخی و گفت و شنود راه افتاد
و من کنار همین خاطرات خوابم برد
دوباره قافله مانند رود راه افتاد...
و باز با غم و حسرت پریدم از این خواب
و چشمهام پر از اشک بود...
✍شاعر:
#علی_سلیمیان