اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
_ازعلے؏کہپرسیدندفقطبگو:
بعدازرفتنشآسمانترکبرداشت..💔!"
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
کاشیہجوریتَغییرکنیم
که بعدها بگیم
همش از شبقدر
اونسالشروعشد.
_التماس دعا؛
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
مادر ِشهید میگفت:
ماهها صبر کردم بیاد به خوابم ، بعد از یهمدت اومد بهش گفتم:
چرا دیر کردی مادر؟
گفت: ببخشید داشتن ، بازپرسی میکردن .
گفتم: بازپرسی ؟
گفت: مامان ! حواست به نماز صبحت باشه ! ؛
-شهیدجهادمغنیه
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
خوابشرادیدوگفت:
چگونهتوفیقشهادت
روپیداکردی...!((:
گفت:ازآنچهدلم
میخواستگذشتم(:🫀
#شهیدانہ