🖇 #داستان🌿
میگفت :
تو هیئت بودیم ...
همه گریه ؛گریه ؛
اما دو نفر هی میومدن گریه نمیکردن هیچ..
به مجلس عزای حسین میخندیدن:)💔
مجلس تموم شد.
اینا رفتن، فردا دوباره اومدن؛
اما نه باخنده ....
با اشک های ک نفسشون رو بریده بود😭
میگفت رفتم علتشو جویا شدم میگفتن این دوتا میگن:
شب ک خوابیدیم ؛
آقا سیدالشهدا و آقا عباس و دیدیم
سیدالشهدا میگفت و عباس مینوشت ...
آقا میگفت مثلا فلانی گریه کرد؛
فلانی روضه خونده ؛
یهو آقا چشمش بهم افتاد 💔
امام حسین گفت اینم بنویس ..
حضرت عباس این که خندید ؟
آقا گفت:
این دوتا وقتی داشتن بیرون میومدن
یکم قند رو زمین ریخته بود ...
اون قند ها رو جمع کردن :)...❤️🩹
پ.ن:آقا هر کاری ک ما میکنیم رو میبینه ؛✨
نگران نباش؛ عباس همه رو مینویسه💔
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
دو روز قبل از اعزامش وقتی لباسهای نظامی اش را شسته بودم، به خانه آمد و رفت لباسها را خيس خيس پوشيد، دی ماه بود و هوا سرد. گفتم چرا لباس ميپوشی. سرما ميخوری. گفت من از پرواز جاماندم و دوستانم رفتند، ميخواهم بچهها را سركار بگذارم و الکی با لباس نظامی از زير قرآن رد شوم و عكسم را بين بچهها پخش كنم. گويا نقشهاش بود كه به اين ترتيب از زير قرآن ردش كنيم. اما من احتياط كردم و حتی نميخواستم از او عكس بگيرم كه گفت مريم خانم جو گير نشو. قرآن كه بالای سرم نميگيری،
حداقل عكس بگير. به ناچار عكسش را انداختم. پنجشنبه بود و شنبه اش بدون خداحافظی رفت.❤️🩹🌿
رآوی=مادر شهید
#شهید_مجید_قربانخانی
#شهیدانه
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
~یاد شهدا همیشه😇
درسی که شهید آرمان علی وردی بهمون داد این بود:
«پای هر چیزی که درسته بمونید حتی اگه؛تنها موندید»🌱
#شهید_آرمان_علی_وردی
#یاد_شهدا_با_صلوات
#در_راه_فتح_قله_ایم
بعدِشهادٺاومدتوۍخوابمگفت:
اگہمےخواییدبچههاتوݩمثݪمنبشن
بهشوݩتاڪیدڪنــید
نمازاولوقٺوزیارٺعاشورا
هرشبشوݩترڪنشہ!🕊
#شهیدعباسدانشگر
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
شهید دیالمه🌱🌸
➖شهید عبدالحمید دیالمه:
مطمئن باشیم در هر شغلی که هستیم اگر ذره ای عدم خلوص در ما باشد امروز سقوط نکنیم ، فردا سقوط می کنیم ، فردا نباشد پس فرداسقوط میکنیم چون انقلاب هر زمان یک موج میزند یک مشت زباله را بیرون می ریزد.
#یاد_شهدا_با_صلوات🌱
~`سخنی با شهدا🌸
آی شهدای گرامی برا کربلامون از اقا بخواهید راهیمون کنند🫀🥺
دیگههیچیحالموخوب نمیکنهالاحرم
چقدرالتماسکنموبهتبگمآقاحرم..💔
#اسلامعلیكیااباعبدلله🖐🏻❤️🩹