اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
و تو یادآوری کردی...
دخترهاهم میتوانند شهید بشوند :)
برای انتخاب محل تدفین و مزار فائزه به قطعه ۵۰ بهشت زهرا رفته بودم🌱، خانمی را در کنار مزار شهدا دیدم، او از من پرسید: برای چه آمدهاید؟ گفتم: دخترم شهید شده،🌷 آمدهام ببینم که او را در این قطعه تدفین کنم یا در قطعه ۲۸. 🍀
گفت: میشود تصویر دخترتان را به من نشان دهید؟ گفتم: بله.
بعد تصویری از فائزه به او نشان دادم. گفت: این دختر خانم دو هفته پیش کنار مزار شهید علیوردی بود و شهید را التماس میکرد و به او میگفت: باید شهادت را به من بدهی!💔 من با زحمت توانستم او را از کنار مزار شهید جدا کنم.🥹
شهیده فائزه رحیمی
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
نماز در قایق 🚤
نزدیکىهاى غروب آفتاب ، مسیر طولانى
رو به طور مخفیانه شناسایى کرده بودیم،
موقع غروب محمدعلى گفت : «مىخوام
نماز بخوانم ». گفتم : مقابلمون دشمــنه
ممکنه هرلحظه شناسایی و یا حتى اســیر
بشیم، ولى محمد علی بی اعتنا به حرف
من مشغول وضو شد؛با خودم فکر کردم
که اصلا جنگ ما به خاطر نماز است 🍃
همون جا پتو پهن کردیم و نماز رو به
محمدعلى اقتدا کردیم 🙃
#شهیدانہ
26.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از حسین به عاشقای کربلا:
این نامه برسه به جامونده ها...🥺💔
_ پیشنهاد دانلود _
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
خونماراهمچونرودسازید
تاهرچهبرسرراهدارد،بردارد
تابهدریایحکومتعدلحضرتمھدی(عج)برسید.
_شھیدمحمّدحسینیوسفاللھی_
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
یکیازبچههایتفحصمیگفت:
تویگودالشھیدپیداکردیم..
هرچیخاکارومیریختیمبیرونباز
برمیگشت..!
اذان شد،گفتیمبریمفردابرگردیم!
شبخوابجوانیرودیدم..
کهگفت:دوستدارمگمنامبمانم
بیلرابرداروبرو:)..!'
#شهیدانہ