eitaa logo
اطراقـ
119 دنبال‌کننده
84 عکس
28 ویدیو
0 فایل
ـ که‌توخداوند‌رویدادهای‌محالی ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید وَلی فردا صِدای الامان زین دَشت برپا می شود :)
امشب کنار مادرش لَب تشنه اصغر خفته است فردا خدایا بَسترش آغوش صَحرا می شود
امشب که جَمع کودکان دَر خواب ناز آسوده اند فَردا به زیر خارها گُمگشته پیدا می شود
امشب رقیه حَلقه ی زَرین اگر دارد به گوش فردا دَریغ این گوشوار از گوش او وا می شود...
امشب به خیل تشنگان عَباس باشد پاسبان فردا کنار عَلقمه بی دست سقا می شود
امشب بُوَد جای علی آغوش گرم مادرش فردا چو گل ها پیکرش پامال اعدا می شود :)
امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را فردا عزیز فاطمه بی یار و تنها می شود!
امشب به دست شاه دین باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان این حلقه یغما می شود
امشب سر سرّ خدا بر دامن زینب بُوَد فردا انیس خولی و دیر نصارا می شود
ترسم زمین و آسمان زیر و زبر گردد "حسان" فردا اسارت نامه‌ی زینب چو اجرا می شود...
خلاصه که ؛ مکن ای صبح طلوع !💔
نمیدونم شما هم این حس رو دارید یا نه ؛ ولی هر خبری از تشییع آقا میاد من و پرتم میکنه به صبحی که زل زده بودم به تلویزیون و بغض ساکتم کرده بود! هیچکس نمیدونست باید چیکار کنه ؛ فقط اومدیم تو خیابون ، بدتر شد همه چی.. گوشه به گوشه آدما عکستو بغل کرده بودن گریه میکردن ، گریه‌ی معمولی نه واقعا شبیه به از دست دادن پدر بود ؛ از اون روز ما شدیم آواره‌ی تو سیدعلی از اون روز آواره‌ی خیابون شدیم از اون روز محرم رو زندگی کردیم من واقعا نمیخوام شما رو بدم دست خاک بقیه رو نمیدونم :)