عجیبه...
دارم از اصفهان تا تهران میام همیشه این مسیر واسم پر از شوق بود اما این بار ؛ مسیر غمگینِ ، بی روحِ ، طولانیه اما سنگینی راه از سنگینی فکری که توی سرمه کمتره. تمام مسیر فقط با خودم فکر میکنم که چرا بعضی قرارها، وقتی میرسن که دیگه فرصتی برای دیدار نیست ؟!
دلم میخواست این همه راه رو برای یک سلام میاومدم ، نه برای آخرین خداحافظی :)
بعضی اوقات کوتاهترین فاصله ، همون دیداریه که هیچوقت اتفاق نیفتاد ، و دورترین فاصله ، نبودن کسیِ که دیگه نمیشه به اون رسید..
کاش این راه، راهِ دیدار بود ؛
نه راهِ وداع !
ـ حسرتی که به دلم ماند
۱۱ تیر ۱۴۰۵