هیچ لذتی برایم شبیه چای نبود ؛
نه آدمها ، نه حرفها ، نه حضورهای نیمهکارهشان .
چای میمانْد ، میفهمید ، آرام میکرد .
آدمها ، هیچوقت اینطور نبودند .
اطراقـ
_
همیشه تصورم از معلم ها این بود که بیان سر کلاس ، درس بدن و تموم !
فکرم نمیکردم که یک روز توی ماشینِ شخصیت محبوبم بین معلمها بشینم و اون از تجربیات و خاطراتش بگه ؛ من از نگرانیهام .
و همونطور که سرکلاسش همه چیز آروم بود ، نگرانیهام رو تو دلم خاموش کنه ..!
خلاصه که الگو باشید ؛ درسِ زندگی مهمتر از رادیکال و انتگرالِ .
بمونه از ؛
ـ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵