میپنداشتماوباهمهفرقدارد،نجاتمخواهدداد،
فرقداشت .. امانجاتمنداد ؛
بقیهاگررهایمکردنداوغرقمکرد.
واقعا ترسناکه که چقدر یه نفر میتونه خوشحال به نظر برسه در حالی که داره از درون میمیره..
از يه جايى به بعد،
احساست يخ مىزنه؛
ديگه دردى حس نمىكنى
و همینطور ذوقی،
و هيچ كس هم
نمىتونه يخ احساستو باز كنه.
و اين خودش از هردردى بدتره..