هدایت شده از اتـــحـــادیهٔ ابــــلـــهان؛ ¹⁵
حاجی من معما رو حل کردمو خلاصه فکر کردم تموم شد
هدایت شده از اتـــحـــادیهٔ ابــــلـــهان؛ ¹⁵
وای حاجی در حال دویدن یهو خوردم تو دیوار دماغم خورد تو در قشنگ
هدایت شده از اتـــحـــادیهٔ ابــــلـــهان؛ ¹⁵
بعد پخش زمین شدم گفتم آخ اکتوره اومد بیاد دست بزنه بهم که طلسم شم بلند داد زدم هر کی تکون بخوره جاکششششههههه🗣🗣🗣🗣🗣🗣
هدایت شده از اتـــحـــادیهٔ ابــــلـــهان؛ ¹⁵
خلاصه که تجربه جالبی بود یکم دیگه میموندم اکتورا رو کتک میزدم
هدایت شده از اتـــحـــادیهٔ ابــــلـــهان؛ ¹⁵
بعد اکتوره میزد تو سر و صورت خودش گفتم بسم الله بگم نمیری جیغ زد گفت دهنتو ببنددددددد🗣🗣🗣🗣
هدایت شده از اتـــحـــادیهٔ ابــــلـــهان؛ ¹⁵
آخرش گفتم که عمو تروخدا بیا دوست شیم من میترسممم اینطوری بود که سروصدا نکنننن🗣🗣🗣🗣🗣
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
مثلا اصلا درک نمیکنم کسی رو که رشتش رو تجربی انتخاب میکنه فقط برای پز دادن 😂😂
پنجاه درصد تجربیا همینن بخدا که
چمدان بی صاحب-66
مثلا اصلا درک نمیکنم کسی رو که رشتش رو تجربی انتخاب میکنه فقط برای پز دادن 😂😂 پنجاه درصد تجربیا همی
همکلاسیمه*
اقا زنگ تفریح رو تخته نوشته بود"عشق فقط تجربی..."
بعد سرکلاس تا ی صدایی میاد میگه "واای بچها ساکت بزارین گوش بدیم"