چجوریه که خیلیا افکارشونو مینویسن و آخرش یه متن شاعرانه درمیاد،ولی من اگه بخوام افکارمو بنویسم؛شروعش با لعن و نفرین خدایان عامون به چراغیه و تهش دارم یه چیز کاملاً غیرمنطقی رو جوری فلسفی توضیح میدم که هرکی بخونش، اول به مغز من شک میکنه، بعد به مغز خودش؟
چمدان بی صاحب-66
همون نیمکره ای که مربوط به 24/7 حرف زدنم میشه
+تنها ماهیچه قوی بدنم زبونمه-