چمدان بی صاحب-66
درود بر تابستون. درود بر تابستون فن ها
یا تو قطب شمالی یا جنوب گزینه دیگهای وجود نداره
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛[شوهرمتاجسرم]
نمیتونم توصیف کنم که چقدر پاییز میخوام
هدایت شده از ✯𝚆𝚘𝚘𝚍𝚎𝚗 𝚋𝚘𝚘𝚔.
«من حقّ ندارم درباره دیگران قضاوت کنم که آیا خوشایند هستند یا نه. من صلاحیّت این را ندارم در مورد کسی نظر بدهم.»
#غروروتعصب
چمدان بی صاحب-66
«من حقّ ندارم درباره دیگران قضاوت کنم که آیا خوشایند هستند یا نه. من صلاحیّت این را ندارم در مورد کس
اینو بزرگ بنویسین بزارین یجایی که هرروز چشمتون بهش بخوره و بخونینش بلکه ملکه ذهنتون بشه
یعنی چی که پویا ساعت ۹ فیتیله نشون نمیده؟میخوای بگی الکی ساعت ۷صبح بیدارشدم؟
-زال و رودابه
زال، پهلوان جوان ایران، عاشق "رودابه"دختر مهراب شاه کابل، شده بود. رودابه هم دل در گرو زال داشت. اما چون خانوادههای آنها با هم دشمن بودند، نمیتوانستند آشکارا یکدیگر را ببینند.
شبی زال پنهانی به کاخ رودابه رفت. رودابه از بالای ایوان او را دید و از خوشحالی گیسوان بلند و سیاه خود را از پنجره آویخت تا زال از آن بالا بیاید.
اما زال نپذیرفت. او گفت:
«موی تو برای من بسیار ارزشمندتر از آن است که جای طناب از آن استفاده کنم.»
سپس با طنابی که همراه داشت، از دیوار کاخ بالا رفت و به دیدار رودابه رسید. آن دو تا سپیدهدم با یکدیگر سخن گفتند و پیمان عشق بستند.
بعدها با وجود مخالفتهای فراوان، سرانجام با اجازهی منوچهر شاه و رضایت سام، با هم ازدواج کردند و حاصل این ازدواج، تولد رستم؛ بزرگترین پهلوان شاهنامه بود.