سېارڪ
بنده تو زندگی از همچی عقب موندم، از دلخوشی عقب موندم از شانس و اقبال عقب موندم از موفقیت عقب موند
من تو این زندگی از همچی جاموندم
اما حس یه جامونده رو ندارم،
حس یه بازنده رو دارم.
ممکن از ناممکن میپرسد:
خانهات کجاست؟
پاسخ میآید:
[در رویای یک ناتوان.]
ماه نو و مرغال آواره | رابیندرانات تاگور
استعداد خاصی تو خلاصه کردن حرفام پیدا کردم
و همچی زمانی شروع شد که دیگه هیچ کس گوش شنیدن نداشت