🌹 #غریب_غرب ۳۱
📖_کافه درست اینجاست. نزدیک به ساختمون تلویزیون . هر کاری لازمه بکنین تا بهتون شک نکنن. ان شاالله خدا کمک میکنه .
تیپشان را تیپ آمریکایی هایی کرده بودند که به کلوب رفت و آمد داشتند. بیست شب رفت و آمدهای پی در پی و کلی انعام که به نگهبان ها و میهمان دار های کافه داده بودند، باعث شد تا همه چیز در شب بیستم عادی باشد. بردن بمب در شب های آخر توی کیفی که همه از روز اول آمدنشان به کافه دیده بودند، ترسشان از لو رفتن را ریخته بود. بمب نود ثانیه ای منفجر میشد. عباس علی به عمرش رنگ مشروب ندیده بود، اما حالا مجبور بود برای رد گم کردن ، لیوان مشروب دست بگیرد.
آنرا توی دستشویی خالی کرد و از کافه بیرون رفت.مصطفی ضامن بمب را کشید و شروع به شمردن کرد . شده بود شصت ثانیه که دید عباس علی دارد برمیگردد. گفت« چی کار داری میکنی؟» عباس علی کیفش را زیر میز جا گذاشته بود و نگهبان داشت آنرا نشان میداد.
اگر برنمیگشت ،کیف بمب لو میرفت .وقت توضیح دادن نبود . صاحب رستوران مشکوک شده بود و مصطفی پشت به او ایستاده بود و نمیدیدش . عباس علی خودش را از دست مصطفی رها کرد و اورا به بیرون رستوران هل داد.
_تو برو.
مصطفی که از رستوران خارج شد. شمرد؛ سی.نگاهش روی عباس علی ثابت ماند که پشت میز آرام نشسته بود و لب هایش تکان میخورد. شمرد ؛بیست ،نوزده ،هجده،..... عرض خیابان رستوران را طی کرد و شمرد ؛ یازده ، ده ، نه، ....دیگر نمیخواست بشمرد.
_پس چرا نمی آیی عباس؟
شعله های آتش که زبانه کشید و صدای انفجار گوشش را پر کرد، مصطفی آرزو کرد که کاش پیش عباس می ماند.
#ان_شاءالله_ادامه_دارد...
@chekhabarazkoja
🌹 #غریب_غرب ۳۲
📖_من چرا نماندم ؟
_روزنامه های فردا نوشتند« بمب گذار در محل حادثه ماند.» میرزا اولین اطلاعیه ی گروه توحیدی صف را به دو زبان فارسی و انگلیسی نوشت و گفت اعضای گروه آن را حتی برای شهربانی و کلانتری ها بفرستند.
وقتی نام گروه توحیدی صف سر زبان ها افتاد، خیلی از اعضا که جزو شاخه های فرعی گروه خوشه ای او بودند، نمیدانستند خودشان عضو این گروهند.
بعدها وقتی نماینده ی سازمان ملل به ایران آمد و خبر آوردند که شاه دستور داده هیچ اتفاقی نباید بیفتد، میرزا گفت «باید بیفتد.» همان روزها ،هلی کوپتر مستشار های امریکایی در اصفهان و اتوبوس نظامیان امریکایی در تهران منفجر شد و گروه میرزا این انفجار ها را به گردن گرفت.
تابستان ۵۷ تمام شده بود کشتار جمعه ی سیاه در میدان ژاله باعث شده بود میرزا به همه ی شاخه ها و اعضا سفارش کند هوای مردم را در تظاهرات داشته باشند. کلاشینکفش را زیر کتش میگرفت و میرفت لای جمعیت تظاهر کننده .
هنوز به فکرش نرسیده بود که تفنگ را توی کیف برزنتیش بگذارد یا آنرا زیر اورکت بلندی پنهان کند. آن روز زنی از میان جمعیت سراسیمه آمد کنارش و گفت«تفنگت از زیر لباست پیداست ؛گاردی ها میبینند.»
قراربود میرزا از مردم محافظت کند، اما میدید بیشتر این مردم هستند که هوای او را دارند. توی خیابان ها، محله ها، کوچه ها و حتی توی خانه هایشان، وقتی از دست گاردی ها یا ساواکی ها فرار میکردند یا میخواستند خودشان و اعلامیه های همراهشان را گم و گور کنند ، وقتی کسی نبود و و میرسیدند به کوچه ای بن بست و همه چیز برایشان تمام بود، دری باز میشد و کسی به آنها پناه میداد .
میگفتند کدام پشت بام به کجا راه دارد و بعد باید کجا برود و چه جوری فرار کند. حالا هم طوری جلوی میرزا راه میرفت که تفنگش پیدا نباشد . موقع تظاهرات گاردی ها می ایستادند سر چهارراه ها و جمعیت را میپاییدند ، برای همین میرزا هم کسانی را مامور میکرد تا ماشین های گاردی های سر چهارراه را از کار بیندازند یا گاردی هارا بترسانند .
هنوز شاه از ایران نرفته بود و گاردی ها اگر فرمان تیر داشتند ، مردم را میزدند .بعضی سرباز ها هم بودند که تمرد میکردند یا فرماندهانشان را میزدند یا فرار میکردند. وقتی گاردی ها به مردم حمله میکردند، مردم میگفتند «اینها اسرائیلی اند ایرانی نیستند.» باورشان نمیشد کسی هم وطن خودش را بکشد.
شاه که به بهانه ی درمان از ایران رفت ، روزنامه ها نوشتند «شاه رفت.» مردم میگفتند «شاه در رفت.» شاه که رفت ، زمزمه های آمدن آقای خمینی بلند شد.
#ان_شاءالله_ادامه_دارد...
@chekhabarazkoja
🌺
🌺
🌺
❤️ #قرار_عاشقانه❤️
🍃 #نهج_البلاغه_خوانی🍃
💐💐بسم الله الرحمن الرحیم💐💐
🍃 #خطبه_صد_و_نهم🍃
🍃(اين خطبه با نام الزّهراء معروف است)🍃
🍃 بخش ششم🍃
🍃وصف رستاخيز و زنده شدن دوباره🍃
💫تا آن زمان كه پرونده اين جهان بسته شود، و خواست الهى فرا رسد، و آخر آفريدگان به آغاز آن بپيوندد، و فرمان خدا در آفرينش دوباره در رسد.
آنگاه آسمان را به حركت آورد و از هم بشكافد، و زمين را به شدت بلرزاند، و تكان سخت دهد، كه كوه ها از جا كنده شده و در برابر هيبت و جلال پروردگارى بر يكديگر كوبيده و متلاشى شده و با خاك يكسان گردد. سپس هر كس را كه در زمين به خاك سپرده شده، در آورد، و پس از فرسودگى تازه شان گرداند، و پس از پراكنده شدن، همه را گرد آورد، سپس براى حسابرسى و روشن شدن اعمال از هم جدا سازد. آنها را به دو دسته تقسيم فرمايد: به گروهى نعمت ها دهد و از گروه ديگر انتقام گيرد. اما فرمانبرداران را در جوار رحمت خود جاى دهد و در بهشت جاويدان قرار دهد ، خانه اى كه مسكن گزيدگان آن هرگز كوچ نكنند و حالات زندگى آنان تغيير نپذيرد، در آنجا دچار ترس و وحشت نشوند، و بيمارى ها در آنها نفوذ نخواهد كرد، خطراتى دامنگيرشان نمى شود، و سفرى در پيش ندارند تا از منزلى به منزل ديگر كوچ كنند. و امّا گنه كاران را در بدترين منزلگاه در آورد، و دست و پاى آنها را با غل و زنجير به گردنشان در آويزد، چنانكه سرهايشان به پاها نزديك گردد، جامه هاى آتشين بر بدنشان پوشاند، و در عذابى كه حرارت آتش آن بسيار شديد و بر روى آنها بسته، و صداى شعله ها هراس انگيز است قرار دهد.
جايگاهى كه هرگز از آن خارج نگردند، و براى اسيران آن غرامتى نپذيرند، و زنجيرهاى آن گسسته نمى شود، مدّتى براى عذاب آن تعيين نشده تا پايان پذيرد و نه سر آمدى تا فرا رسد.💫
📚 ترجمه محمد دشتی/ص207
🌼 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج🌼
📡 @chekhabarazkoja
🌺
🌺
🌺
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🔰سخننگاشت | القای تصویر نادرست از حضور ایران در منطقه کمک به دشمن است. ۹۷/۱۲/۲۳
🌷 #دیدار_خبرگان
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🔃 اطلاعنگاشت | دوراهیهای سرنوشتساز
🔻 حضرت آیتالله خامنهای در دیدار اعضای مجلس خبرگان، با تأکید بر ضرورت ایجاد یک گفتمان و فهم عمیق عمومی درباره «نوع و چگونگی مواجهه با چالشها و حوادث» به تبیین ۱۰ دوگانه در این زمینه پرداختند.
🔺️ پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در این اطلاعنگاشت این موارد را مرور میکند.
🖨 نسخه چاپ👇
http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=41991
🔵 حرکت به سمت آینده روشن
1⃣ اپیزود اول: شکست در ۶ ساعت!
🔷 پنجم ژوئن ۱۹۶۷ جنگی تمام عیار میان ارتش رژیم صهیونیستی با کشورهای مصر، سوریه و اردن رخ داد که از آن تعبیر به "جنگهای شش روزه" میکنند.
🔷 ماجرا از این قرار بود که به دنبال تحولاتی که در منطقه به وجود آمد، رژیم صهیونیستی با خبر شد که نیروهای نظامی مصر در حال آمادهباش و متمرکز کردن نیروهای خود در "صحرای سینا" هستند.
🔹 روز بعد، نخستوزیر اسرائیل هم دستور داد تا تعدادی از واحدهای نظامی ارتش خود را به این سمت روانه کنند.
🔷 به موازات این مسأله، کشورهای سوریه و اردن و عراق هم نیروهای خود را در بلندیهای جولان و کرانهی باختری رود اردن برای حمله به رژیم صهیونیستی مستقر کردند و تصور میکردند کار این رژیم عنقریب تمام است. اما ماجرا برعکس شد.
🔷 رژیم صهیونیستی در یک حملهی غافلگیرکننده توانست تا کنترل نوار غزه و صحرای سینا را از مصر، قدس شرقی و کرانهی باختری رود اردن را از اردن، و بلندیهای جولان را از سوریه خارج کند.
🔷 و البته همهی اینها تنها در ۶ روز رقم خورد. ۶ روزی که البته به گفته یکی از تحلیلگران عرب، ۶ ساعت بیشتر نبود و فقط برای حفظ آبرو است که گفته می شود ۶ روز.
#امام_خامنه_ای
#خط_حزب_الله
#انقلاب_اسلامی
#آینده_روشن
#سوریه
#رژیم_صهیونیستی
@chekhabarazkoja
🔵 حرکت به سمت آینده روشن
2⃣ اپیزود دوم: مقاومت هشت ساله
🔷 موفقیت نیروهای ایرانی در عملیات طریق القدس در آذرماه سال ۶۰، موجب شد تا ارتش بعثی همهی توان خودش را در خرمشهر جمع کند و نگذارد به هر نحوی که شده، این شهر هم از دستش خارج شود.
🔷 از طرف دیگر، مرحلهی سوم عملیات هم باید هر چه زودتر آغاز میشد اما با کدام نیرو؟ با کدام تجهیزات؟ چگونه بعد از ده روز عملیات شبانهروزی باز هم میبایست از نیروها انتظار داشت که بجنگند؟
🔷در همین حال، حاج احمد متوسلیان با اینکه در اثر جراحت، پایش در گچ بود و عصایی در دست داشت و لنگلنگان هم قدم برمی داشت، ترجیح داد در منطقه بماند و مقدمات عملیات بعدی را فراهم کند.
🔷 او بعد از جلسهی توجیهی فرماندهان گردانهای تیپ ۲۷ در قرارگاه فرعی نصر ۲، تصمیم گرفت با همان وضعیت مجروح و خسته، به میان رزمندهها رفته و برای افزایش روحیهی آنها سخنرانی کند.
🔷 یکی از حضاری که در آن روز (یعنی ۳۱ اردیبهشت ۶۱) در آنجا حاضر بود، این ماجرا را اینگونه روایت میکند:
🔹"حاج احمد با همان عصایی که زیر بغل داشت، آمد روی چهارپایه ایستاد و پشت میکروفون قرار گرفت.
🔹لحظهای در سکوت با دقت به چهرههای بچهها نگاه کرد و بعد گفت: ...
🌹در شرایطی که ما قصد داریم تا چند روز دیگر خرمشهر را آزاد کنیم، شنیدهام بعضیها حرف از مرخصی و تسویه زدهاند!
🌹بابا! ناموس شما (یعنی خرمشهر) را بردهاند! همهچیز شما را بردهاند! شما میخواهید بروید تهران چه کار کنید؟ همهی حیثیت ما اینجا در خطر است.
🌹 شما بگذارید ما برویم با آب شطالعرب وضو بگیریم و نماز فتح را در خرمشهر بخوانیم، بعد که برگشتیم، خودم به همه تسویه میدهم.
🌹 الان وضع ما عین زمان امام حسین(ع) در روز عاشورا است.
🌹 بگذارید حقیقت ماجرا را به شما بگویم. ما الان دیگر نیروی تازهنفس نداریم. کل قوای ما در این زمان، فقط همین شماها هستید و دشمن هم اطلاع ندارد...
🌹از شما خواهش میکنم تا جان در بدن دارید، بمانید تا شاید به لطف خدا در این مرحله بتوانیم خرمشهر را آزاد کنیم. "
#امام_خامنه_ای
#خط_حزب_الله
#انقلاب_اسلامی
#آینده_روشن
#سوریه
#احمد_متوسلیان
#مقاومت
#خرمشهر
#دفاع_مقدس
@chekhabarazkoja
🔵 حرکت به سمت آینده روشن
3⃣ اپیزود سوم: تغییر هندسه جهان
🔷 نیم قرن بعد از افتضاح جنگ شش روزه، و سی سال بعد از جنگ هشت سالهی عراق با ایران، شاید کسی تصور نمیکرد که نهتنها چهارمین ارتش قدرتمند جهان (یعنی ارتش صهیونیستی) بلکه کل نظام سلطه، با همهی توان و قدرت مادی و نظامی خود، مقهور تعدادی جوانِ عاشق #انقلاب_خمینی شوند و رئیسجمهور قدرتمندترین کشور دنیا، چندین ماه پیش با عصبانیت اعلام کند که "ما تا همین سه ماه پیش، هفت تریلیون دلار در خاورمیانه خرج کردهایم. نه میلیارد یا میلیون، بلکه هفت تریلیون دلار... ما خیلی زود سوریه را ترک میکنیم بگذارید بقیه به حساب آنجا برسند... خیلی زود، از آنجا خارج میشویم و خیلی زود به خانه، به جایی که به آن تعلق داریم، باز میگردیم. "
🔷 هشت سال پیش، آمریکا و اذنابش تصور میکردند در عرض چند روز میتوانند حکومت سوریه را سرنگون کنند و دولت دستنشاندهی خود را در آنجا مستقر کنند، حالا اما با خروج مفتضحانهی آمریکا در منطقه، رئیسجمهور سوریه، برای عرض تشکر به تهران آمده و در دیدار با رهبر انقلاب، با تجلیل از حمایتهای بیدریغ جمهوری اسلامی ایران از کشورش، گفت:
🔹 "جنگ سوریه مشابه جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران بود.
🔹 جمهوری اسلامی در این حادثه فداکارانه در کنار ما بود و لازم است موفقیت کنونی را به جنابعالی و همه ایرانیان تبریک بگویم و از آنان قدردانی کنم. "
#امام_خامنه_ای
#خط_حزب_الله
#انقلاب_اسلامی
#آینده_روشن
#سوریه
#احمد_متوسلیان
#مقاومت
#دفاع_مقدس
#جنگ_تحمیلی
#رژیم_صهیونیستی
#نظام_سلطه
@chekhabarazkoja