🌀 سرمایۀ اجتماعی بیش از قانون و دیگر ابزارهای مدیریتی میتواند نیازهای یک جامعه را تأمین کند
🌀 مانع اصلی رشد سرمایه اجتماعی، سبک زندگی فردی و غیرمسولانۀ ما و عدم کار جمعی است
➖ سرمایه اجتماعی شامل ارزشهایی فراتر از منافع فردی و مادی است؛ مانند اعتماد و فداکاری برای هم
➖ سرمایه اجتماعی با گذر از زندگی حداقلی که صرفاً بر اساس بروکراسی و قانون است، بدست میآید
➖ امر به معروف و نهی از منکر مهمترین عامل تقویت سرمایۀ اجتماعی
👈 علیرضا پناهیان در گفتگو با مدیران نهاد رهبری در دانشگاههای سراسر کشور:
برخی از اندیشمندان راهحلّ مشکلات جامعه را «سرمایۀ اجتماعی» میدانند. سرمایۀ اجتماعی شامل ارزشهایی فراتر از منافع فردی و منافع موقت مادی است، مانند اعتماد، ارتباط خوب بین افراد یک مجموعه، فداکاری، رفتار مهربانانه و ایثارگرانه؛ همۀ اینها مراتبی از سرمایۀ اجتماعی است.
واقعاً سرمایۀ اجتماعی مهمتر از قانون و دیگر ابزارهای مدیریتی میتواند نیازهای یک جامعه را تأمین کند. اگرچه بعضیها خودِ قانون را عامل سرمایۀ اجتماعی میدانند، اما این حرف دقیقی نیست و صِرف وجود قانون، عامل سرمایۀ اجتماعی نخواهد شد.
بسیاری از قوانین برای جلوگیری از ظلم، فساد، دزدی و رانتخواری است لذا قانون خیلی از اوقات، امر سلبی است نه ایجابی، حداقلی است نه حداکثری و خیلی از اوقات، تلخ جلوه میکند به همین دلیل، خیلیها از قانون فرار کنند.
سرمایۀ اجتماعی که عامل مهمّ حلّ مشکلات و پیشرفت یک سازمان و یک جامعه است، فقط در مقابل «عدم اعتماد، بینظمی و بههمریختگی» قرار ندارد، بلکه در مقابل «بروکراسی» هم قرار دارد.
بروکراسی، سرمایۀ اجتماعی را مهار کرده و اجازۀ رشد نمیدهد، اگر در یک اداره، اعتماد همکاران به یکدیگر بر اساس کارت ساعتزنی یا گزارشهای رسمی و اداری باشد و تلاششان در همین حد باشد، کمکم خودخواهی و فردیت، افزایش پیدا میکند نه از خودگذشتگی و خلّاقیت.
سرمایۀ اجتماعی چگونه بهدست میآید؟ با گذر کردن از زندگی حداقلی که صرفاً بر اساس بروکراسی و قانون است. البته قانون و بروکراسی هم باید باشد، اما طوری که کمتر نیاز بشود از آن استفاده کنیم. چون قانون و مقررات، فردیّت را از بین نمیبرند بلکه آن را تقویت میکنند و فردیّت هم ضدّ سرمایۀ اجتماعی است.
الان مانع اصلی برای رشد سرمایۀ اجتماعی، سبک زندگیمان است. سبک زندگی ما بهگونهای نیست که خیلی مشارکتجویانه باشد و عادت به کار جمعی نداریم. رفتارهای ما خیلی از اوقات بهجای اینکه مشارکتجویانه باشد «رفع تکلیفی» است.
خداوند در سوره توبه، منافقین را دارای پیوند اجتماعی عمیق معرفی کرده و میفرماید که اینها همدیگر را امر به منکر و نهی از معروف میکنند «يَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ» و این سرمایه آنهاست؛ پس سرمایۀ اجتماعی را نباید همیشه مثبت ببینیم.
بعد میفرماید: مؤمنین پشتیبان هم هستند «بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ، يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ» درواقع کارکردِ این پیوند اجتماعیشان، امر به معروف و نهی از منکر است.
خداوند امر به معروف و نهی از منکر را یک امر ضمانتبخش برای روند صحیح کارها بیان میکند؛ بهجای قانون. اگرچه
در جامعۀ اسلامی قانون هست اما بنای جامعۀ اسلامی بر قانون نیست؛ بنای جامعه بر امر به معروف و نهی از منکر.
امر به معروف و نهی از منکر مهمترین عامل تقویت سرمایۀ اجتماعی است؛ «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» یعنی یک عدهای با هم خوب گره خورده باشند و این گرهخوردنشان عامل پیشرفت کار و عامل رفع مشکلات بشود.
البته واژۀ امر به معروف و نهی از منکر معمولاً در جامعۀ ما حداقلی تلقّی میشود، مثلاً در حدّ تذکر دادن به بیحجاب. در حالیکه فراتر از اینها است؛ هم بازداشتن از کمکاری است، هم تشویق به پرکاری، ازخودگذشتگی و...
جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در دین کجاست؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمود: کلّ اعمال نیک و حتی جهاد، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مانند یک قطره در مقابل اقیانوس است. (نهجالبلاغه/حکمت 374)
بسیاری از مواقع امر به معروف و نهی از منکر میتواند جای بروکراسی و قانون را بگیرد. چرا به امیرالمؤمنین(ع) میگفتند شما مدیریت بلد نیستی؟ چون انتظار داشتند ایشان بهجای سرمایۀ اجتماعی، از قانون و از زورِ دولت یا مکر سیاسی استفاده کند.
🚩جلسه با مدیران نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاههای سراسر کشور- ۱۴۰۰.۱۲.۰۸
@Panahian_text
🌀 سؤالی که اگر به جوابش برسیم، خیلی از مشکلاتمان حل میشود:
🌀 چرا خدا ما را در این زندگی توأم با سختی و مشکلات آفرید؟
🌀 اثر پاسخ به این سؤال، اساسیتر از اصول عقاید است
➖راهبرد اصلی برای متقاعدشدن به دینداری «نگاه به فلسفه حیات» است
➖آرامش عمیق با فهم فلسفه حیات بهدست می آید
➖ تمام این مشکلات میتوانست نباشد؛ طراح همۀ بازیهای زندگی ما خداست
➖اینهمه مشغولیت به بازیهای کامپیوتری ریشه در فطرت انسان دارد
یکی از چالشهای مهم ما «روش متقاعدکردن خودمان و دیگران به دینداری» است. یک راه خیلی اصلی که کمتر کسی میرود این است که به فلسفۀ حیات دنیا فکر کنیم؛ یعنی به وضعیتی که در آن هستیم فکر کنیم.
از نظر روانشناسها این سؤال برای همه در حدود ۱۴ سالگی پیش میآید که «خدا چرا ما را آفرید و چرا در این وضعیت قرار داد؟» خیلی از جوانها درگیر این سؤال هستند. خیلیها به درستی جوابش را پیدا نمیکنند، یا برای خودشان ماستمالی میکنند یا زود قانع میشوند یا از آن غفلت میکنند؛ اما بعضیها حسابی این را برای خودشان حل میکنند.
حلّ این سؤال هم لحظهای نیست؛ طول میکشد. اگر ما درست به خودمان جواب بدهیم، شاید اساسیتر از اصول عقاید روی ما اثر بگذارد و خیلی از مشکلاتمان حل بشود.
فکر کنید به اینکه تمام این مشکلات میتوانست نباشد. طراح همه بازیهایی که سرِ ما درآمده خودِ خداست؛ خدا میتوانست یک کاری کند که ما به غذا، خواب، ازدواج و شغل نیاز نداشته باشیم اما اینها را گذاشت و بعد در اینها مشکلاتی قرار داد و ما را محتاج رفع مشکلات کرد.
نگویید که اینها طبیعی است! نه؛ اینها نقشه است، از این دنیا بزرگتر بشوید و از بالا نگاه کنید. خواستههای اصلی ما انسانها غیر از این وضعیتی است که در آن هستیم. میدانید همۀ اینها میتوانست نباشد؟ توضیحات خدا دربارۀ بهشت و نعماتش میخواهد بگوید که این وضعتان را طبیعی ندانید، کمااینکه فرمودهاند: دنیا زندان مؤمن است.
برخی میگویند «چرا با این حرف، آرامش ما را خراب میکنی؟! ما این مشکلات را پذیرفته بودیم و آرامتر بودیم!» خُب آرامش بیخودی را برای چه میخواهی؟ برّهها هم آرامند! آرامش از روی عدم فهم را بههم بزن، به یک آرامش عمیقتری میرسی.
چرا اینهمه مشغول بازیهای کامپیوتری هستند؟ بازیها درواقع تولیدشدۀ فطرت انسانند؛ مثل زندگی، نه اینکه جدای از زندگی باشند.
یک کودک، پدر و مادرش را قدرت مطلق حساب میکند اما کمکم متوجه میشود آنها قدرت مطلق نیستند، اصلِ آموزش دین از هفتسالگی است چون از حدود این سن، بچه دنبال جایگزین برای قدرت مطلق میگردد.
اگر آن قدرت مطلق را پیدا کرد-و فهمید که او خداست- آرامش پیدا میکند. و بعد با نماز سعی میکند آن قدرت را درک کند، در مقابلش کُرنش کند و حقیقتش را باور کند. آنهایی که قدرت خدا را نمیپذیرند، حیران میشوند؛ هر لحظه به کسی رو میکنند، یا اینکه خیالپردازانه خودشان میخواهند قدرتمند بشوند اما بالاخره دچار آسیب میشوند.
این بازی را از بیرون ببینید. ما برای چه هدفی در بازی زندگی آمدهایم؟ برای اینکه امتحان خودمان را خوب پس بدهیم و درجات آخرت و قرب خودمان را تعیین کنیم؛ و خدا هوشمندانه هر اتفاقی برای ما میافتد میبیند و مدام سرگرم ماست. باور کنید همۀ دنیا و زندگی، بازی است!
قسمتهایی از رشد هر کسی خوب یا بد، باید در رنج باشد. تو فقط کمی در انتخاب نوع رنجت تعیینکننده هستی ولی اصلِ رنجت را نمیتوانی برطرف کنی. فهم اینها که دین نمیخواهد؛ به تجربه، عقل و دیدن ماهیت زندگی نیاز دارد.
وقتی صدام به ایران حمله کرد، این هم درواقع طراحی خداوند بود. حضرت امام آخر جنگ فرمود: «این از الطاف خفیّۀ الهی بود» هرکسی این مسائل را درست ببیند، واقعاً مؤمن میشود.
خداوند در قرآن میفرماید: دشمنان را من قرار دادم که شما از بین ببری و الا کاری نداشت که خودم از بین ببرم (وَ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنهُْمْ وَ لَکِن لِّيَبْلُوَاْ بَعْضَكُم بِبَعْض) میخواهم شما این دشمن را از بین ببری. نظرت چیست؟
مشکل ما این نیست که دین را نمیپذیریم، مشکل اصلی این است که زندگی و بازی در آن را نمیپذیریم. روزی باید عاقل بشویم و بفهمیم بهترین اتفاقی که برای موجودی در عالم میتوانست بیفتد، برای انسان با این ویژگیها افتاده، که در این دنیا بیاید.
خدا بیشترین رنج را برای اولیاء خودش طراحی کرده است. اولیا خدا بیشترین سختی را کشیدند تا به ما بگویند «ببینید ما چهجوری سختیها را میپذیریم!» حتی گاهی از اوقات برای رفع این رنج هم دعا نمیکنند؛ نه اینکه اهل دعا نباشند اما نقشه را پیاده میکنند و نقش خودشان را ایفا میکنند.
👤 علیرضا پناهیان
🚩حوزه دارالحکمه - ۱۴۰۰.۱۲.۰۸
@Panahian_text
🌀 بعد از فرمان «جهاد تبیین» باید در زندگی تکتک ما تغییر و فعالیت مضاعف دیده بشود
🌀 دفاع مقدس «واجب کفایی» بود، اما جهاد تبیین «واجب عینی» است؛ یعنی بر همه واجب است
🌀 اگر جهاد تبیین، واجب عینی و فوری است فراهمکردن مقدماتش هم بر ما واجب است
🔻 برای جهاد تبیین چه اقداماتی باید انجام بدهیم؟
1️⃣ کسب مهارتهای لازم؛ از مهارت متننویسی و تدوین تا سخنوری، مناظره، توئیت زدن و...
2️⃣ پیدا کردن مخاطب، ساختن مخاطب و توسعۀ مخاطب
3️⃣ مطالعه و تحصیل دانش و آگاهی؛ مقدمۀ لازم برای جهاد تبیین
4️⃣ برای جهاد تبیین نیاز به کار جمعی و پیوندهای اجتماعی قوی داریم
👈 علیرضا پناهیان در حضور جمعی از مدیران و مبلغان هیئات مذهبی کشور:
بعد از صدور فرمان «جهاد تبیین» توسط رهبر انقلاب، آنهم بهصورت «فریضۀ عینی و فوری»، باید شور و التهاب و حرکت مضاعفی در جبهۀ حق پدید بیاید.
همانطور که در دوران دفاع مقدس، حرکتهایی برای جذب و پذیرش و آموزش رزمندگان در ایام قبل از عملیات انجام میشد الان هم باید همان حال و هوا به صورت بسیار فراگیر برای همۀ اعضای جبهۀ انقلاب ایجاد بشود؛ از جمله در هیئتهای مذهبی.
الان یک تفاوتی با دوران دفاع مقدس وجود دارد؛ دفاع مقدس با همۀ عظمتش «واجب کفایی» بود، یعنی اگر عدهای میرفتند تکلیف از بقیه برداشته میشد، اما رهبر انقلاب دربارۀ جهاد تبیین فرمودند «واجب عینی»؛ یعنی بر تکتک ما واجب است که در این زمینه، فعالیت کنیم. و بعد فرمودند «فوری» یعنی نباید به تأخیر بیندازیم.
فریضۀ عینی و فوریِ جهاد تبیین باید در زندگی تکتک ما و برنامۀ روزانۀ ما تغییر ایجاد کند، باید اقدامات در عرصۀ جهاد تبیین انجام بدهیم؛ مخصوصاً هیئتیها در این زمینه وظیفۀ مضاعفی دارند.
جهاد در زمینههای مختلف قابل تصور است؛ جهاد اقتصادی، جهاد نظامی و امنیتی و... اگر جهاد تبیین به خوبی صورت بگیرد ما در انواع دیگر جهاد هزینۀ کمتری خواهیم داد و به نفعمان است.
ما برای جهاد تبیین، چند اقدام اساسی و مهم باید انجام بدهیم؛ یکی از این اقدامات، کسب مهارت است. هرکسی خودش را عضو جبهۀ انقلاب میداند- از یک خانم خانهدار، تا یک کاسب، کارگر، طلبه یا معلم-باید از یک سلسله مهارتها برای جهاد تبیین برخوردار بشود؛ مثلاً مهارت متننویسی، سخنرانی، مناظره، توئیت زدن، تصویربرداری، تدوین، تهیۀ پوستر و...
اگر جهاد تبیین بر ما واجب عینی و فوری است فراهم کردن مقدماتش هم بر ما واجب میشود. نمیشود گفت «چون من مقدمات و مهارتش را ندارم، پس این واجب از من برداشته میشود!» مقدمۀ واجب هم واجب است. یعنی همۀ ما را به تأمین مقدماتش موظف میکند و باید شروع به کسب مهارت کنیم.
متأسفانه خیلی از عاشقان اهلبیت(ع) قدرت نوشتن، قدرت سخن گفتن، قدرت مناظره، یا قدرت بیان به هر وسیلۀ دیگری را ندارند. این خیلی بد است که تعداد کسانی که این مهارتها را در حد بالا یا در حد نیاز دارند، در جبهۀ انقلاب کم هستند. خیلیها مواضع انقلابی بسیار دقیقی دارند، اما قدرت بیان و سخنوری ندارند، اینها چیزهایی است که ما باید فرا بگیریم.
بنده پیشنهاد میکنم هیئات مذهبی این مهارتها را به نیروهای خودشان آموزش بدهند؛ مثلاً آموزش سخنوری، مناظره، نویسندگی و آموزشی که برای فعالیت در رسانه لازم است.
اقدام بعدی برای جهاد تبیین «پیدا کردن مخاطب، ساختن مخاطب و توسعۀ مخاطب» است. ما باید بتوانیم برای خودمان مخاطب پیدا کنیم و تلاش کنیم دیگران را شنوندۀ حرفهای خودمان قرار بدهیم
رسول خدا(ص) برای پیدا کردن مخاطب حرکت میکردند، ایشان «طبیبٌ دوّارٌ بطبّه» بودند. ما طلبهها نباید منتظر باشیم تا یک کسی ما را برای سخنرانی و اظهار نظر، دعوت کند؛ خودمان جلو بیفتیم و برای فعالیتهای تبلیغی خودمان طرحریزی کنیم.
کسی که میخواهد جهاد تبیین بکند، باید جسارت داشته باشد و فعالانه اقدام کند، منتظر نشود دیگران به او مراجعه کنند، بلکه بگردد و شنوندۀ خودش را پیدا کند. مخصوصاً ما هیئتیها و طلبهها باید الگویمان حضرت زهرا(س) باشد که برای تبلیغ چهره به چهره، چهل روز رفتند درِ خانۀ مهاجر و انصار را زدند.
مقدمۀ دیگری که برای جهاد تبیین باید فراهم کنیم «تحصیل علم و آگاهی» است، باید اطلاعاتمان را افزایش بدهیم؛ با مطالعۀ آیات قرآن و روایات و تاریخ اسلام و... و همچنین دقت در بیانات حکیمانۀ امام و رهبر انقلاب. این را در هیئتها باب کنیم که بخشی از این متنها را مطالعه کنند.
نکتۀ دیگر اینکه برای جهاد تبیین نیاز به پیوندهای اجتماعی قوی و کار گروهی داریم نه اینکه با کمترین اختلاف سلیقهای دچار اختلاف بشویم و اصلاً همدیگر را به این سادگی تأیید نکنیم! باید «ولایت عرضی» را در جهاد تبیین، تحقق بدهیم.
🚩 همایش مجازی با حضور جمعی از مدیران و مبلغان هیئات مذهبی کشور- ۱۴۰۰.۱۱.۲۹
👈 متن کامل:
Panahian.ir/post/7219
@Panahian_text
🌀 در قرن جدید وارد عصر جدیدی خواهیم شد
🌀 تحولات عالم نشان میدهد یک دورۀ طولانی از تاریخ ورق خورده و و وضع عالم دارد تغییر میکند
🌀 چرا قرن آینده قرن تمدن نوین اسلامی است؟ چون امروز هیچ مکتبی به جز مکتب ما برای آینده جهان طرحی ندارد
👈 علیرضا پناهیان در دومین روز قرن پانزدهم در حرم رضوی:
اگر چه بر اساس تاریخ شمسی در آغاز یک قرن جدید هستیم و تغییر تاریخ دلیل بر تحولی نیست، اما با توجه به واقعیتهای جهان واقعاً در آستانۀ یک تحول در عالم هستیم. تحولات عالم نشان میدهد یک دورۀ طولانی از تاریخ ورق خورده و وضع عالم دارد تغییر میکند؛ تحولاتی که شاید چند سال قبل و یا حتی چند ماه پیش نمیتوانستیم به سادگی آن را توضیح بدهیم. ولی با اتفاقاتی که الان در جهان شاهد هستیم همه پذیرفتهاند که طبق تعبیری که رهبری فرمودند در پیچ تاریخی قرار داریم. پس باید از قرن آینده و وضعی که در پیش رو داریم با هم صحبت کنیم.
قرن گذشته در یک نگاه اجمالی مهمترین ویژگیش «اوج و افول تمدن غرب» بود. نظم فعلی جهان بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. از حدود 50 سال پیش میگفتند این آخرین وضعیت عالم است ولی اندیشمندان غربی این حرف را به مرور پس گرفتند و اقرار کردند اشتباه کردند؛ چون لیبرال دموکراسی جواب نداد. در نیمههای قرن گذشته نیمی از تمدن غرب یعنی بلوک شرق فرو ریخت. و امروزه بر همه عیان است که نیمۀ دیگر آن هم در حال فروپاشی است. حالا مهم این است که ببینیم قرن آینده را چطور میتوانیم پیشبینی کنیم؟ و چه نامی بر آن میتوانیم بگذاریم؟
بی تردید در قرن آینده تمدن دیگری جایگزین تمدن غرب خواهد شد که اندیشمندان بدون سروصدا اذعان دارند آن تمدن، تمدن نوین اسلامی یا به تعبیر دقیق تری که ما داریم یعنی همان تمدن مهدوی خواهد بود. چرا میگوییم قرن آینده قرن تمدن نوین اسلامی است؟ چون امروز هیچ مکتبی به جز مکتب ما برای آینده جهان طرحی ندارد. هیچ اندیشمندی نیست که بگوید مثلا آینده را سوسیالیسم یا لبیرال دموکراسی یا فلان طرز تفکر یا فلان سبک زندگی رقم خواهد زد.
همه میگویند در جهان بههمریختگی و بینظمی دارد پدید میآید؛ و به تدریج چه نظمی بر جهان حاکم خواهد شد کسی نمی داند. الان میبینید سازمان ملل و پیمانهای غربیها برای اوکراین فایدهای نداشت. سران غربی برای اوکراین فقط دعا میکنند. چین هم میگوید وقت الحاق تایوان رسیده است. یعنی جهان نظم سابق خود را از دست داده است. البته وضع ما بهتر است و ما مقاومت درونی و قدرت استقلال خود را افزایش دادیم و ما تنها کشوری هستیم که خارج از پیمانها روی پای خود ایستادهایم و اگر کسی به ما حمله نمیکند به این علت است که جرئتش را ندارد و از استقلال و اقتدار ما خبر دارد.
این نظم جدید جهان را تمدن غرب و نظام سرمایهداری و اسلحهداران که حق وتو دارند نتوانستند حفظ کنند، پس چه کسی میتواند نظم را برقرار کند و برای آن طرح دارد؟ نکته مهم این است که هیچ صدایی هیچ طرحی در عالم برای آینده جهان وجود ندارد که بخواهیم آن را بررسی و نقد کنیم. تنها مکتب ماست که درباره آینده حرف برای گفتن دارد. مکتب ما میگوید آینده جهان تمدن مهدوی خواهد بود، و امامزمان(عج) و نظام ولایی آن را اداره خواهد کرد. آن حضرت نظم جهانی نوین را بر اساس مکتب ما پدید خواهد آورد که این خود یک جشن بزرگ است که ما تنها امید دهندگان به بشر در جهان هستیم.
امام باقر(ع) میفرمایند: دولت ما آخرین دولت خواهد بود چون وقتی دولت ما آمد و موفق شد، کسی نگوید اگر ما هم بودیم همین کار را میکردیم. (دَوْلَتُنَا آخِرُ الدُّوَلِ...؛ غیبة طوسی/ 473) حکومت اهلبیت(ع) وقتی میآید که همه در یک خلا تئوریک لال شده باشند.
ما بیش از چهل سال است در حال جواب دادن به شبههها و ادعاهای باطل هستیم، ولی الان دیگر به جایی رسیده ایم که ادعای باطلی وجود ندارد که بخواهیم به آن جواب بدهیم. دیگر کسی برای آینده ادعایی ندارد. فقط از مسجدها و ماذنههای شماست که درباره آینده سخن گفته میشود. فقط شما هستید که برای آینده امید دارید. اکثر منبرها و درسهای دینی در مدرسه و دانشگاه تا حالا مشغول اثبات بطلان ادعاهای غلط بودند، اما دیگر کافی است. سبک زندگی غربی نشان داد آن ادعاها جواب نمیدهد. برخی سیاسیون برجسته کشور ما هم که غرب گرا بودند امروز خجالت میکشند حرفهای گذشته خود را تکرار کنند. دیگر کسی از گفتگوی تمدنها حرف نمیزند، چون تمدن در حال فروپاشی قابل گفتگو نیست. همه میخواهند آن تمدنی را درک کنند که ادعا دارد آینده را اداره خواهد کرد. اندیشمندان جامعه ما باید تبیینکننده آن تمدن مهدوی برای جهانیان باشند. هر مسجد و محفل و کتابی که درباره آینده مهدوی جهان نباشد؛ ارزش خود را خیلی کم کرده است.
👤 علیرضا پناهیان
🚩حرم امام رضا(ع) - ۱۴۰۱/۰۱/۰۲
@Panahian_text
🔴 وجوب جهاد تبیین بعد از ۴۰سال تبلیغ دین، یعنی تاکنون خوب به تبلیغ و تعلیم دین نپرداختیم
📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) - ج۱
🔻ما در تبلیغ دین ضعفهایی داریم که باید برطرف کنیم
🔻معنای ضعف در تبلیغ، این نیست که حرفهای غلطی زده شده، حتماً حرفهایی زده شده که در اولویت نبوده یا حرفهای خوب ولی بیربط زده شده
🔻برداشت و نتیجۀ نهایی از اینهمه تبلیغ و تبیین، این شده که الان در جامعۀ ما انواع سکولاریزم غلبه دارد؛ پس حتماً ما درست تبیین نکردهایم
__
🔘رهبر انقلاب از جهاد تبیین به عنوان واجب عینی و فوری سخن گفتند، یعنی برای همۀ ما لازم است که برای تبیین، یک تلاش سنگین انجام بدهیم؛ از تبیین مسائل نظام و انقلاب تا تبیین اصل دین، که البته اینها بههم گره خورده است.
🔘 یکی از دلالتهای جهاد تبیین، این است که ما در تبیین دین، تا کنون ضعیف بودهایم. الان ما طلبهها در همۀ شبکههای تلویزیونی صحبت میکنیم، در مدرسهها و دانشگاهها هم درسهای دینی و معارف هست؛ پس حتماً اینها ضعیف بوده و ما در تبیین، ضعف داشتهایم.
🔘 اگر رهبر انقلاب بفرمایند «ما به یک تحول در عرصۀ شعر، نیاز داریم» این یعنی وضع شعر ما الان خوب نیست. ما چهل سال است که داریم دربارۀ دین صحبت میکنیم، اما تازه رسیدهایم به «جهاد تبیین»!
🔘 اگر تا حالا خوب تبیین کرده بودیم که این نیاز برطرف شده بود و الان باید به تبلیغ و تبیینِ عادی میپرداختیم نه جهاد تبیین! پس حتماً یک ضعفی در کار ما هست. نه اینکه حرفهای غلطی زده شده باشد، اما حتماً حرفهایی زده شده که آنچنان دارای اولویت نبوده است. حتماً حرفهای بیربط ولی خوب و صحیح و سرگرمکننده زده شده است.
🔘 یک مبلغ دینی و یک معلم دین، میتواند با غیرمفیدترین حرفهای خوب و صحیح، با هنر خودش مردم را سرگرم کند. اما باید دید که نتیجۀ این حرفها، چه بوه و چه چیزی تغییر کرده است؟
🔘 رهبر انقلاب حدود شش ماه پیش، صریحاً فرمودند که ما در تبلیغ، کمّاً و کیفاً ضعیف هستیم. حالا این تبلیغ میتواند در موضوعات اجتماعی و سیاسیِ روز باشد یا در موضوعات دینی.
🔘 بنده به عنوان یک طلبه، باید فکر کنم دربارۀ اینکه چه ضعفهایی در کار خودم بوده است، مثلاً دربارۀ کدام آیات قرآن باید بحث میکردم که این کار را نکردهام؟
🔘 اگر ما در تبلیغ و تبیین، ضعفی داریم که موجب امرِ «جهاد تبیین» شده است و اگر بخشی از این ضعف، در نحوۀ تبلیغ و تبیین دین هست، پس باید این ضعف را بشناسیم و آن را برطرف کنیم. شاید لازم باشد که ما یک ادبیات نو انتخاب کنیم، شاید لازم باشد که از زوایای جدیدی نگاه کنیم، شاید دربارۀ برخی از روشهای مرسوم باید بگوییم که این روشها غلط است.
🔘 بنده نمیخواهم نسبت به مبلغان ارجمند و معلمان دینی، بیان انتقادی یا چالشی داشته باشم، منتها برداشت کلی و نتیجۀ نهایی از اینهمه سخنان دینی، این شده است که الان در جامعۀ ما انواع سکولاریزم غلبه دارد و ذهن بسیاری از مردم درگیرِ آن است. پس حتماً ما درست تبیین نکردهایم و این را باید اصلاح کنیم.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۰۱/۱۴
📢صوت: @Panahian_mp3
@Panahian_text
🌀 دین ابهام و پیچیدگی دارد؛ خیلی از تمسخرها علیه دین، بهخاطر عدم درک این پیچیدگیهاست
🌀چون این پیچیدگیها تبیین نشده، خیلیها دین را مسخره میکنند
💎 جهاد تبیین و ضرورت اصلاح برداشتهای ناروا از دین - ج۱
💠 چرا بعد از چهل سال تبلیغ دین، هنوز در جامعۀ ما برداشتهای ناروا از دین وجود دارد؟
💠 برخی برداشتهای ناصواب از دین، عمدی است و برخی غیرعمدی و طبیعی است
💠 فهمیدن دین و عملکردن به آن، نیاز به تعقّل دارد؛ چون دین عمیق است
💠 اینکه بگوییم «دین خیلی موضوع واضحی است» ظلم به دین است؛ هم در پذیرش دین و هم در اجرای آن پیچیدگی هست
_
🔹 در این بحث میخواهیم به تحریفهای کلانی که در دین ایجاد شده بپردازیم، یعنی آن تلقّی و برداشت کلی از دین که در ذهن انسان میآید، نه تحریفها و اشتباهات موردی و جزئی که در فهم دین پیش میآید.
🔹 دین ما صرفاً با آگاهی پیدا کردن، کارش راه نمیافتد. علم و آگاهی قدم اول برای درک عمیق دین است. خدا در کنار تعلیم کتاب، لزوم تعلیم حکمت را بیان فرموده «وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» چه کسی به حکمت نیاز دارد؟ کسی که باید مسائل پیچیدهای را حل کند.
🔹 خداوند عمداً پیچیدگیهایی را در دین قرار داده است، مثلاً آیات قرآن، محکم و متشابه دارند، متشابه یعنی شما میتوانی برداشتهای دیگری از آن پیدا کنی. البته خیلیها از این پیچیدگی و ابهام، سوءاستفاده میکنند.
🔹 دین یک مفهوم عمیق است که فهمیدن آن نیاز به تعقل و تأمل دارد؛ تازه بعد از فهمیدن دین، فهمیدن دینداری و عمل به دین هم نیاز به تعقّل دارد.
🔹 بعد از چهل سال تبلیغ دین، هنوز در جامعۀ ما برداشتهای ناروا و ناصوابی از دین وجود دارد؛ آنهم با اینهمه شبکههای رادیویی و تلویزیونی و درسهای معارف در دانشگاه و مدرسه که در اختیار ما هست.
🔹 اگر بگوییم که دین خیلی موضوع واضحی است، ظلم به دین کردهایم. قبل از پذیرفتن دین پیچیدگی وجود دارد، بعد از پذیرفتن دین و اجرای آن هم پیچیدگی وجود دارد.
🔹 چون این پیچیدگیها تبیین نشده، خیلیها دین را مسخره میکنند. مثلاً میگوییم «تقوا موجب برکت میشود» میگویند: مگر غربیها تقوا دارند که در زندگیشان برکت ایجاد شده! خیلی ساده شبهه ایجاد میکنند و بعد شروع میکنند به تمسخر کردن. این مسخرهکردن علت اصلیاش پیچیدگی و عمیقبودن دین است، کسی که این عمق را نمیفهمد، آن را مسخره میکند.
🔹 دین ابهام دارد؛ باید این را به همۀ بچههایی که دین را به آنها آموزش میدهیم بگوییم تا دقت کند و اگر شبههای برایش پیش آمد، منحرف نشود، تا بداند که نفس او برای فرار از دین، برایش بهانهها خواهد آورد.
🔹 اینکه بگوییم «اسلام همهچیز را کاملاً واضح، مشخص کرده» یک برداشت غلط از دین است؛ اسلام ما را وادار به تفکر میکند. اسلام اولاً یک دین علمی است و ثانیاً یک دین تعقّلی، تفکّری، تفقّهی است.
🔹 دین اساساً محلّ تفکر و تعقّل است و طبیعتاً فرصتی است برای برداشتهای ناصواب. این برداشتهای ناصواب هم بعضاً عمدی است و بعضاً غیرعمدی است.
🔹 برخی روشهای عمدی برای تحریف دین وجود دارد و خداوند در قرآن حدود پنج مرتبه این را فرموده است. مثلاً اینکه بعضیها کلمات را تحریف میکنند و معنای دیگری برایش میگذارند «يُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ» و برخی هم کتمان میکنند «يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ» البته ظلم تحریف معانی کلمات دین، پیچیدهتر از ظلم کتمان آن است.
🔹 گاهی تحریف و برداشت غلط از دین، بهطور طبیعی رخ میدهد؛ مثلاً وقتی شما بر یک مفهوم دینی تأکید میکنید، مخاطب شما فکر میکند این مفهوم، تعیینکنندهترین مفهوم است درحالیکه اینطور نیست. اینجاست که تحریف بهصورت طبیعی رخ میدهد؛ یعنی به خاطر بیدقتی در تعیین اولویتها.
🔹 بسیاری از مفاهیم دینی را اگر خواستند برای مردم بگویند مثل دارو یا مثل غذا، باید دوزِ آن را هم اعلام کنند، ترتیب آن را هم باید اعلام کنند، ترکیب آن را هم باید اعلام کنند.
🔹 عسل و خربزه هر دو خوب هستند، ولی اگر کسی اینها را با هم بخورد، دچار مشکل میشود؛ معارف هم همینطورند. و این دقتها روز به روز هم سختتر میشود.
🔹 وجود برداشتهای ناصواب از دین، یک مسئلۀ قطعی است، خصوصاً در آخرالزمان این برداشتها وسط میآید. طبق روایت، در آخرالزمان اینقدر اختلاف بین شیعیان زیاد میشود که همدیگر را لعن میکنند! اما چرا؟ چون در آخرالزمان معارف شیعی زیاد میشود و وقتی دانایی زیاد شد، سرِ اختلاف نظرهایی که پیش میآید، دعوا میشود. لذا در نهایت، تعقل و تفکر باید مشکل را حل کند.
👤علیرضا پناهیان
🚩 دانشگاه امیرکبیر- ۱۴۰۱/۰۱/۱۴
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7237
@Panahian_text
🔴 غرورِ مؤمنانۀ اهل مکه، مسئلۀ اصلی پیامبر(ص) در آغاز بعثت بود
🔴 مسجدیها و هیئتها، کمی این حرف را به خودشان بگیرند، زیرا تمام مسائل زمان پیامبر مسائل زمان ما هم هست
🔴 شیعیانی که دچار غرور مؤمنانه باشند در فتنههای قبل از ظهور، یا پاک میشوند یا غربال
📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) - ج۲
🔻 همسایگی خانه خدا و معجزۀ نابودی سپاه ابرهه، زمینههای اصلی غرور اهل مکه بودند
🔻 غرور، تکبر و طغیان مؤمنان، مسئلۀ و درگیریِ اصلی قرآن است
🔻 غرور مؤمنانه اینقدر مهم است که فلسفۀ بیشترین عبادت ما یعنی نماز، به تصریح روایت برای از بین بردن همین غرور است
🔻 هر کسی سراغ عبادت و اعتقادات رفت، دچار غرور میشود، مگر اینکه برای مقابله با غرورش، طرح داشته باشد
🔻 مرحوم شاهآبادی: امروز مشکل اول شیعیان، غرورشان است که بهخاطر عقایدشان برای خود مصونیتی قائلند، لذا خیلی از وظایف اجتماعیشان را رها کردند
__
🔘 بدی و مشکلی که پیامبر(ص) در آغاز بعثت با آن مواجه بود، غرور مؤمنینی بود که دور خانۀ کعبه بودند. یک پایۀ این غرور، این بود که همجوار خانۀ کعبه بودند که دورش طواف میکردند؛ این همجواری کعبه، یک قدرت، عزّت و جایگاه اجتماعی به آنها داده بود.
🔘 دومین پایۀ غرور اهل مکه معجزۀ نابودی سپاه ابرهه بود. بعد از این معجزه، همه ده برابر قبل از قریش حساب بردند و غرور قریش هم ده برابر افزایش پیدا کرد.
🔘 شهید مطهری میفرماید: بعد از ماجرای اصحاب فیل، مردم جزیرة العرب اعتقاد عظیمی به کعبه پیدا کرده بودند و غرور قریش هم از همانجا بود. در سیرۀ ابنهشام آمده است: پس از نابودی سپاه ابرهه، قریش به خودشان گرفته بودند که «ما اهلالله هستیم!»
🔘 هر کسی مسجد یا هیئت میرود یک کمی این حرف را به خودش بگیر. جوری تاریخ اسلام را نگوییم که مؤمنین بگویند ما که بتپرست نیستیم، پس بیخیال. اینجوری، تقریباً یکسوم آیات قرآن را باید بگوییم به درد ما نمیخورد. در حالی که تمام مسائل زمان پیامبر مسائل زمان ما هم هست.
🔘 قبل از ظهور، باید این غرور در ما از بین رفته باشد. تمام کسانی که از همین عقاید شیعی، دچار غرور شده باشند در فتنههای قبل از ظهور، یا پاک میشوند، یا بیرون ریخته میشوند.
🔘 بعد از معجزۀ اصحاب فیل، دو تا اتفاق در قریش افتاد؛ یکی اینکه در عبادتها سختگیرتر شدند. مثلاً حج را سختگیرانهتر اجرا میکردند. دوم اینکه هرزگیهایشان افزایش پیدا کرد، چون از طرفی خودشان را مست این غرور میدیدند و از طرف دیگر، در اثر اقبال مردم به آنها، یکمقدار ثروتشان هم بیشتر شد.
🔘 پس فضای مکه قبل از بعثت، یک فضای دینی و معنوی بوده اما همان فضا اسمش جاهلیت است. لذا پیامبر(ص) در واقع برای اصلاح کجرویهایی که در دینداری واقع شده بود آمدند و به عبارتی برای مقابله با غرور مؤمنان آمدند.
🔘 غرور مؤمنین، ماجرایی است که از صدر خلقت انسان بوده است. نمونهاش ابلیس است که 6هزار سال عبادت کرد، ولی با یک لحظه استکبار همه را از بین برد. خیلیها تصور میکنند که پیامبران در مقابل بیدینان قرار داشتند درحالیکه پیامبران و بهویژه رسولخدا(ص) در مقابل ادیان انحرافی آمدند.
🔘 هر کسی سراغ عبادت یا اعتقادات رفت دچار غرور میشود، مگر اینکه برای جلوگیری از این غرور، طرح داشته باشد. آیتالله شاه آبادی میفرماید: مشکل اول شیعیان امروز، غرورشان است که بهخاطر عقایدشان برای خود یک مصونیتی قائلند لذا خیلی از وظایف اجتماعیشان را رها کردند و در واقع غیرسیاسی شدهاند چون میگویند «من عقاید حقّه دارم» لذا بقیه را آدم حساب نمیکنند و برای نجاتشان تلاش نمیکنند.
🔘 امام زمان(ع) بعد از ظهور، جلوی این غرور مؤمنین را میگیرند، قبل از ظهور هم بحثهایی هست دربارۀ اینکه چه کسانی در میان شیعیان دچار این غرور میشوند، شما همین الآن میتوانید نمونههایش را پیدا کنید.
🔘 غرور، تکبر و طغیان مؤمنان مسئلۀ و درگیریِ اصلی قرآن است. همانطور که ابلیس به عبادتش مغرور شد و قریش به معجزۀ نجات از سپاه ابرهه مغرور شد، مؤمنین بعد از بعثت پیامبر(ص) هم ممکن است به ایمانِ خودشان مغرور بشوند.
🔘 آیهای که رسولخدا(ص) بعد از نزولش، دیگر لبخند نزد و فرمود این آیه مرا پیر کرد، به ماجرای غرور و طغیان مؤمنین اشاره دارد. «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا»
🔘 مسئله غرور مؤمنان اینقدر مهم است که فلسفۀ بیشترین عبادت ما، یعنی نماز، از بین بردن همین غرور است: فَرَضَ اللَّهُ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْر.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۰۱/۱۵
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7240
@Panahian_text
🔴 فقط زورگویی ممنوع نیست، مرعوبشدن در مقابل زورگویان هم ممنوع است
🔴 پیامبر(ص) در کنار مبارزه با مغرورین، به تقویت مرعوبین و مستضعفین پرداخت
🔴 قدرتدادن به مردم و مستضعفین، اتفاقی است که منتظریم در ظهور هم بیفتد
📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم)-ج3
🔻 بروکراسی در مقام کنترل مردم، ضعفهایی را به مردم تحمیل کرده است
🔻 بهترین مسئول، کسی است که هم به مردم خدمت کند هم مردم را تقویت کند
🔻 برخی نمایندگان مجلس با طرح شفافیت مخالفاند چون شفافیت، مردم را تقویت میکند
🔻 مردم باید قوی بشوند و کارها را بهدست بگیرند؛ مردم هر محله و هر منطقهای، باید در اوضاع منطقۀ خود تأثیرگذار باشند
🔻 امام زمان(ع) حضور و تأثیر مردم را تقویت میکند و به آنها قدرت میدهد
__
🔘 پیامبر(ص) بعد از بعثت، شروع کرد به مبارزه با کسانی که به دین خود و آنچه از معنویات داشتند، مغرور شده بودند. اما غیر از مبارزه با مغرورین و مستکبرین، اقدام دیگر پیامبر(ص) این بود که مستضعفین و کسانی که مرعوب مستکبرین بودند را از استضعاف بیرون بیاورد.
🔘 قدرت دادن به مردم و مستضعفین، اتفاقی است که منتظریم در ظهور هم بیفتد که مستضعفین غلبه پیدا کنند و وارثین زمین بشوند «وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»
🔘 الان شیوۀ ادارۀ دولتها حتی در دموکراتیکترین صورتهایی که میبینید و ادّعا میکنند، واقعاً این نیست که مردم را تقویت کنند. امروزه دموکراسی در جهان به نفع کارتلها و تراستهاست.
🔘 بروکراسی تضعیفکنندۀ مردم است. ظاهراً بروکراسی چیز بدی نیست و میخواهد بینظمیها را از بین ببرد و به کارها نظم بدهد اما واقعش این است که بروکراسی در مقام کنترل، ضعفهایی را به مردم تحمیل کرده است.
🔘 ما باید در شیوۀ حکمرانی و ادارۀ کشور تغییر ایجاد کنیم و از شیوههایی که غربیها دارند خیلی فاصله بدهیم تا مردمسالاری حقیقی پدید بیاید.
🔘 رهبر انقلاب، غیر از درست عمل کردن مسئولین، دنبال این هستند که مردم قدرتمند بشوند، ایشان در این هشت ماه اخیر، بارها فرمودند که مردم در ادارۀ امور خودشان دخالت کنند و در نظارت بر تصمیمگیریها مشارکت کنند.
🔘 رسولخدا(ص) فقط با مستکبران مبارزه نکرد، بلکه مستضعفان را هم تقویت کرد. یکی از آیات عجیب قرآن این است که بعضیها در جهنم میگویند: خدایا، ما ضعیف بودیم و مستکبران و بزرگانمان، ما را گمراه کردند، پس اینها را دوبرابر عذاب کن. خدا میفرماید هردو گروه را دوبرابر عذاب میکنم. «رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ»
🔘 فقط زورگویی ممنوع نیست، بلکه مرعوبشدن در مقابل افراد زورگو و هر برتریای که کسی دارد هم ممنوع است. از مرعوبین میپرسند: چرا شما حرف آنها را پذیرفتید؟ چرا شما ضعیف ماندید؟ چرا شما زور را پذیرفتید.
🔘 دین ما خیلی با این مسئله که افراد مرعوب قدرتها بشوند در تعارض است. رسولخدا(ص) ترفندهایی اجرا میکرد تا ضعفا احساس ضعف نکنند مثلاً با آنها نشست و برخاست میکرد، رفتار خودش مثل مردم مستضعف بود و به آنها میدان میداد تا قدرت پیدا کنند.
🔘 الآن کدام استانداران ما بهترند؟ کسی که نه فقط به مردم خدمت کند، بلکه مردم را هم تقویت کند. اگر مسئولین ما مردم را تقویت نکنند چه اتفاقی میافتد؟ چون قدرت و ثروت متمرکز شده و به مردم سپرده نشده، بالاخره رانتخواری و دزدی هم اتفاق میافتد.
🔘 برخی از نمایندگان مجلس رسماً با طرح شفافیت مخالفاند به خاطر اینکه با شفافیت، مردم تقویت میشوند. البته بهانۀ آنها این ست که با شفافیت، بخشهایی از مردم بر ما فشار میآورند! بله ممکن است، بعضیها از شفافیت سوءاستفاده کنند اما شفافیت مردم را تقویت میکند.
🔘 مسئولین بد که میخواهند مردم را تضعیف کنند و خودشان رانتخواری و چپاول کنند که تکلیفشان معلوم است. ما میگوییم مسئولین خوب هم باید کاری کنند که قدرت، دست مردم قرار بگیرد آنوقت کشور ما نمونۀ مردمسالاری خواهد بود.
🔘 مردم باید قوی بشوند و کارها را بهدست بگیرند. مردم هر محله و هر منطقهای، باید بتوانند در اوضاع محله و منطقۀ خودشان تأثیرگذار باشند.
🔘 امام زمان(ع) حضور و تأثیر مردم را تقویت میکند. آنوقت دیگر در بین مردم گردنکشها و طاغوتها در نمیآیند. این وضعیتی است که رسولخدا(ص) در صدر اسلام ایجاد کرد.
🔘 رسولخدا(ص) دوتا سختی بزرگ داشت: یکی اینکه با طواغیت و گردنکشان برخورد بکند، دیگر اینکه با ضعفا برخورد بکند و به آنها بگوید «بیایید قوی بشوید»
🔘 وقتی شما گردنکشان را زدید، این قدرت به دست مردم میافتد. اینجاست که مفهوم «امر به معروف و نهی از منکر» زنده میشود. امر به معروف و نهی از منکر یعنی قدرت دست مردم باشد و مردم خودشان را اداره کنند.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۰۱/۱۶
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7241
@Panahian_text
🔴 مقابله با مرعوبشدن مردم در برابر مستکبران، یکی از دو مبارزۀ اصلی پیامبر(ص) بود
🔴 مرعوبین هم مانند مستکبرین خیلی به دین ضربه میزنند
📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۴
🔻 دو گروه هستند که با دین و اولیاء خدا مخالفت میکنند: افراد مغرور و مستکبر و افراد مرعوب
🔻 پیامبر(ص) به مرعوبین، قدرت و جرأت میبخشید بهحدی که قریش میگفت: پیامبر، غلامان ما را بر ما جسور کرده
🔻 پیامبر(ص) آمد سیستمی طراحی کند که دیگر در جامعه نه مستکبر شکل بگیرد و نه مرعوبشده وجود داشته باشد
🔻 در سیاسیون ما کم نیستند کسانی که بدشان نمیآید ما کتکخور ظالمان باشیم!
🔻 امروزه کسانی که روحیۀ مرعوبی دارند، معمولاً غربزده و غربگرا میشوند
_
🔘 دو گروه هستند که با دین و اولیاء خدا مخالفت میکنند، یکی افراد مغرور و مستکبر، و دیگری افراد مرعوب. مرعوبین هم کسانی هستند که دین خیلی آنها را به چالش میکشد. با اینکه تحت ستم مستکبرین هستند ولی انگار در همان لانۀ مرعوب بودن خودشان احساس امنیت میکنند و نمیخواهند از آن لانه بیرون بیایند.
🔘 الان خیلیها با اینکه میدانند آمریکا، اسرائیل و انگلیس، خیلی جنایت کردهاند، اما به قدری مرعوب آنها هستند که هیچوقت بدی آنها را نمیگویند؛ همیشه دوست دارند با آنها در حال صلح باشند؛ هیچوقت مبارزه با آنها را به فکر خودشان راه نمیدهند و کسانی را که با آنها مقابله میکنند تشویق نمیکنند.
🔘 در جامعۀ امروز ما مرعوبین کسانی هستند که جرأت نمیکنند از مردم مظلوم یمن دفاع کنند و علیه مستکبرینی که این جنایت را میکنند حرفی نمیزنند ولی اگر در فرانسه کسی کشته بشود برایش شمع روشن میکنند. اینها به تعبیر قرآن، مستضعفند.
🔘 مستضعف در قرآن دو نوع است: مستضعف خوب و مستضعف بد (قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فىِ الْأَرْض...) مستضعفین بد کسانی هستند که این ضعف را میپذیرند و در مقابل ظالمین و مستکبرین، مرعوبند و هیچ اقدامی نمیکنند. البته منظور، مستضعفین اقتصادی نیست، منظور مستضعفین سیاسی است که تحت سیطرۀ مستکبرین زندگی میکنند.
🔘 ظالم نبودن کافی نیست، ما نباید کتکخور ظالم هم باشیم. در سیاسیون ما کم نیستند کسانی که بدشان نمیآید کتکخور مستکبرین باشند و البته این را تئوریزه میکنند؛ نمیگویند ما میخواهیم کتک بخوریم، میگویند ما میخواهیم نان بخوریم ولی منظورشان این است که «بگذار دوتا هم به ما بزنند اشکالی ندارد!» البته این نظریات در این ده سال اخیر، شکست خورده ولی هنوز هم استشمام میشود.
🔘 الان کسانی که روحیۀ مرعوبی دارند، معمولاً غربزده و غربگرا میشوند، چشمشان را بر خوبیهای اسلام که استقلالطلب است میبندند. اینها شاید پسفردا که فتح دین را دیدند بیایند و همراهی کنند که آنموقع دیگر فایدۀ چندانی ندارد.
🔘 خدا نمیپسندد شما به هر قیمتی مطیع دین بشوی. در تاریخ خیلیها آمدند مطیع دین شدند که روحیۀ مرعوبی داشتند ولی خدا با یک امتحان و غربال آنها را دور میریزد. دین با مرعوبین مقابله میکند و مرعوبین هم خیلی به دین ضربه زدند.
🔘 یکی از دو مبارزه اصلی رسول خدا(ص) مبارزه با مرعوبشدن در مقابل قدرتها بود. پیامبر اکرم(ص) به مردم قدرت و جرأت میبخشید. به حدی که قریش مکه میگفتند که پیامبر غلامان ما را بر ما جسور کرده است. این تکیهکلامشان شده بود.
🔘 رسول خدا نیامدند که صرفاً با مستکبران مبارزه کنند و صرفاً مرعوبین را نجات بدهند و با روحیۀ مرعوببودن مبارزه کنند؛ بلکه آمدند یک سیستمی طراحی کنند که با این سیستم، دیگر در جامعه مستکبر شکل نگیرد، و دیگر در جامعه مرعوب وجود نداشته باشد. رسول خدا(ص) آمدند این سیستم را اجرا کنند. تا حدی اجرا کردند، اما از یک حدی به بعد مردم آن سیستم را نپذیرفتند.
🔘 ما باید هم علائم مرعوببودن را در خودمان پیدا کنیم، هم علائم مستکبر بودن را و آنها را از بین ببریم. در جامعه هم رویّۀ استکباری را باید کنار گذاشت و ما طبیعتاً نسبت به مسئولین، در اینباره سختگیرتر هستیم. اگر بخواهیم به ظهور برسیم باید مسئولینی داشته باشیم که متواضع باشند.
اگر یک مسئول روحیۀ مستکبرانه داشته باشد، چندتا ضرر بزرگ دارد:
1️⃣مرعوبپرور و مستضعفپرور است (مستضعف به معنای بد کلمه)
2️⃣به مردم ظلم خواهد کرد
3️⃣آدم متکبر، نفهم میشود و نمیتواند درست فکر کند. بعضیها به مقامات بالایی در عرصۀ سیاسی میرسند، اما به اندازۀ پایینترین افراد جامعه هم نمیفهمند. امروز دیگر هر کسی میفهمد که به آمریکا نمیشود اطمینان کرد ولی آن مقام سیاسی نمیفهمد.
4️⃣مسئول متکبر نمیتواند استعدادهای ملت را بفهمد و آنها را تقویت بکند. مستکبران نمیتوانند مدیریت خوبی داشته باشند.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۱۷
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7249
@Panahian_text
🔴 غرور و استکباری که پیامبر(ص) با آن مبارزه میکرد از نوع غرور معنوی و دینی بود
🔴 اسم مشترک مغرورین و مرعوبین در قرآن «منافق» است
🔴 اگر میخواهیم نه مرعوب باشیم و نه مغرور، باید «مسئولیتپذیر» باشیم
📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۵
🔻 مرعوبین با «صلحجوییِ بیجا» جامعه را ضعیف و استکبار را قوی میکنند
🔻 گاهی مرعوبین با توجیه دینی، مرعوببودن خود را در مقابل مستکبرین توجیه میکنند
🔻 خطر مرعوبین و ظلمپذیرها در این است که سیاهیلشکر مستکبرین میشوند
🔻 مرعوبین میتوانند خیلی جنایتکار بشوند؛ قاتلان امامحسین(ع) از همین مرعوبها بودند
_
🔘 همانطور که بیان شد، پیامبر(ص) با دو جریان مواجه بود: یکی جریانی که ظلم میکند-که این را همۀ انقلابیها و عدالتخواهها درک میکنند- و یکی هم جریان ظلمپذیر.
🔘 جریان استضعافپذیرها و مرعوبها، جریان سنگین و مهمی در تاریخ است، همین آدمهایی که بهظاهر آرام و کتکخورده هستند میتوانند خیلی خطرناک باشند. قاتلان امامحسین(ع) از همین مرعوبها بودند. یزید که مستکبر زمان بود خودش جلو نیامد، بلکه این مرعوبین را تحریک کرد که این جنایت را انجام بدهند.
🔘 مرعوبین چرا امامحسین(ع) را کشتند؟ چون از لشکر یزید میترسیدند. گفتند «برویم امامحسین(ع) را وادار به تسلیم کنیم و اگر تسلیم نشد او را به شهادت میرسانیم در عوض لشکر یزید سراغ ما نمیآید!» مرعوبین میتوانند جنایتهای بزرگی بکنند.
🔘 جریان کندنِ جامعه از پذیرش استضعاف، نبرد خیلی سختی است. مثلاً مرعوبین در فضای دین اسلام، کسانی بودند که به امیرالمؤمنین(ع) در دورۀ خلافت ایشان، کمک نمیکردند و به ایشان میگفتند «ما حاضر نیستیم بر روی مؤمنین شمشیر بکشیم! جنگهای داخلی فتنه است و باید از فتنه کنارهگیری کرد»
🔘 آنها با توجیه دینی، مرعوببودن خود را در مقابل مستکبرین و مسئولیتناپذیر بودن خود را در مقابل مغرورین توجیه میکردند و خیلی به جامعه ضربه زدند.
🔘 خطر مرعوبین در این است که برای استکبار و طاغوت، سیاهیلشکر میشوند. اینها هم خودشان را نابود میکنند و هم بقیه به دست اینها کشته میشوند و امنیتشان از بین میرود. مرعوبین با صلحجوییِ بیجا جامعه را ضعیف و استکبار را قوی میکنند.
🔘 جریان استکبار، گاهی در اثر پول و ثروت و قدرتطلبیِ صرف و بدون مایههای دینی و معنوی است، اما استکباری که رسولخدا(ص) با آن مبارزه میکرد از نوع استکبار معنوی و دینی بود، مثل استکبار یهود که میگفتند «ما قوم برگزیدۀ خدا هستیم»
🔘 اگر قریش هم مقابل پیامبر(ص) استکبار میورزیدند استکبارشان از نوع معنوی بود. آنها خودشان را ساقیان حجاج و کلیدداران خانۀ کعبه میدانستند. اصلاً طبع دین این است که اگر کسی درست دینداری نکند، دین باعث غرورش میشود یا دین را دکّان قرار میدهد.
🔘 یک نمونه از مغرورین زمان پیامبر(ص) حرقوص بن زهیر بود که بعد از غزوۀ حنین وقتی رسولخدا(ص) غنائم را تقسیم میکرد، اعتراض کرد و به پیامبر(ص) گفت: عدالت را رعایت کن! از سرِ غرورش حتی در برابر پیامبر هم عدالتخواه شد. بعدها همین فرد رئیس خوارج شد و در مقابل امیرالمؤمنین(ع) ایستاد.
🔘 امروز هم جریان تکفیریها نمونهای از مغرورین و مستکبرین دینی هستند. از طرف دیگر، الآن شما مرعوبینی را در کلّ جهان اسلام و در کشورمان میبینید که در مقابل قدرتهای استکباری جهان خاضع هستند.
🔘 اسم مشترک مرعوبین و مغرورین در قرآن «منافق» است. گاهی نفاق به شکل مرعوب بودن در برابر کفار بروز میکند و میخواهند زیردست آنها بشوند تا امنیت پیدا کنند
🔘 قرآن دربارۀ منافقین میفرماید: «يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوت» منافقین دوست دارند طاغوت، آنها را سرپرستی کند. وقتی پیامبر حرفی میزند آنها نمیپذیرند اما وقتی طغیانگران و صاحبان قدرت حرف بزنند میپذیرند.
🔘 نوع دیگر نفاق از جنس استکبار است، منافقین خودشان را برتر از دیگران میدانند مؤمنین حقیقی و مخلص را سفیه و نادان میدانند. «قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ»
🔘 اگر میخواهیم نه مرعوب باشیم و نه مغرور، باید «مسئولیتپذیر» باشیم. اگر این ویژگی یا این رفتار در جامعه باشد، نه مغرور و مستکبر درست میشود و نه مرعوب و استضعافپذیر.
🔘 اگر مسئولیتپذیر نباشیم، اگر در ادارۀ سرنوشت خودمان حساس نباشیم، قیام به قسط نکنیم، اگر کار خودمان را به دست خودمان نگیریم، قدرتمند نباشیم، مثلاً در حکومت و سیاست و لایههای بعدی مشارکت نکنیم، مستکبرین بر ما غلبه پیدا میکنند و ما مجبور میشویم همیشه زیردست آنها باشیم، آنوقت بیجهت مرعوب و مستضعف میشویم و با مستکبران یکجا در جهنم عذاب میشویم
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۱۹
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7250
@Panahian_text
🔴 «مسئولیتپذیری»؛ طرح پیامبر(ص) برای مقابله با خط استکبار و استضعاف
🔴 وقتی قدرت را یکجا متمرکز نکردی و به مردم سپردی، نه مستکبر بهوجود میآید و نه مستضعف
📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۶
🔻 بروکراسی و قوانین اضافی و نابجا، انواع مستکبر و مستضعف درست میکند
🔻 بعضیها بروکراسی را مثل بت میپرستند؛ اینها مشرکان مدرن هستند
🔻 امر به معروف و نهی از منکر با واگذاری امور مردم به خودِ مردم، میتواند جای بروکراسی را بگیرد
🔻 امر به معروف و نهی از منکر یعنی از بین بردن تمرکز قدرت و ثروت و پخش کردن آن بین مردم
🔻 اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه درست اجرا بشود، مشارکت مردم در ادارۀ امور خود، افزایش مییابد
🔻 امروز برخی غربیها دارند گوشههایی از بروکراسی را ترک میکنند اما اینجا بروکراسیپرستهایی که بعضاً شعار انقلابی هم میدهند، نمیگذارند!
_
🔘 خطّ اصلی حرکت پیامبر اسلام(ص) و عموم انبیاء مقابلۀ همزمان با استکبار و روحیۀ استکباری در انسانها و از سوی دیگر روحیۀ استضعاف و استضعافپذیری است.
🔘 پیامبر(ص) با چه طرحی برای امّت اسلامی تضمین کردهاند که خطّ استضعاف و استکبار از بین برود؟ در زبان فارسی میتوانیم نام این طرح را «مسئولیتپذیری» بگذاریم اما تعبیر قرآنی آن «امر به معروف و نهی از منکر» است.
🔘 متأسفانه امر به معروف و نهی از منکر در جامعۀ ما خیلی بد و حدّاقلی معنا شده و معمولاً به «نهی از منکر» معنا میشود و زیاد به «امر به معروف» کاری ندارند. نهی از منکر هم معمولاً به «تذکر به بدحجابی» تقلیل پیدا کرده است.
🔘 امر به معروف و نهی از منکر صرفاً یک تکلیف سادۀ یک مؤمن نیست بلکه محور تمدن و نظام اسلامی است و میشود بر مبنای آن، حکومت دینی را شکل داد. امر به معروف و نهی از منکر یعنی واگذاری ادارۀ امور مردم به خودِ مردم چون هیچ قدرتی به اندازۀ قدرت خودِ مردم در اصلاح امور و ایجاد نظم در جامعه مؤثر نیست.
🔘 الآن ما داریم با یک ظاهر شیک تحت عنوان «بروکراسی، قانون و آییننامه» داریم ضدّ آن ساختاری که امر به معروف و نهی از منکر میخواهد ایجاد بکند عمل میکنیم.
🔘 ما به خیال خام خودمان تصور میکنیم که با بروکراسی میتوانیم نظم ایجاد کنیم. بروکراسی یعنی هر چیزی یک مسئولی دارد، آن مسئول هم قدرت دارد و یک نهاد قانونی بالاتر هم بر او نظارت دارد و مردم دیگر دخالتی نمیکنند. درحالیکه مردم باید دخالت داشته باشند.
🔘 ما با بروکراسی و قوانین اضافی و نابجا، انواع مستکبر و انواع مستضعف درست میکنیم. بروکراسی توهین به انسان است چون فرضش این است که انسانها اولاً همه دروغگو و خائن هستند و با قانون باید کنترل بشوند.
🔘 البته قانون گاهی لازم است اما بسیاری از قوانین، زیادی و نابجا هستند. اگر یک گروهی بهطور خودجوش جمع شدند تا از سرِ علاقهمندی و احساس مسئولیت با هم یک حرکت و یک خدمتی انجام بدهند، آیا برای کنترل اینها نیاز به قانون و نظارت داریم؟! نمونهاش اربعین است که مردم عاشقانه به هم خدمت میکنند.
🔘 اسلام برای ادارۀ جامعه سیستم دارد؛ فقط نصیحت نمیکند. امر به معروف و نهی از منکر مبنای حکمرانی اسلامی و مردمسالاری دینی است. امر به معروف و نهی از منکر یعنی از بین بردن تمرکز قدرت و ثروت و پخش کردن آن در بین مردم.
🔘 اگر کسی عدالتخواه است و دلش برای محرومین میسوزد، بهجای هر شعاری، امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه احیا کند و آن را بهتدریج بهجای بروکراسی بنشاند. چون وقتی مردم واقعاً در کارها حضور داشته باشند دیگر رانتبازی و رانتخواری اتفاق نمیافتد.
🔘 اگر امر به معروف و نهی از منکر در یک جامعه درست اجرا بشود، سطح مشارکت مردم در ادارۀ امورشان به قدری افزایش پیدا خواهد کرد که بسیاری از ظلمها، بسیاری از غرورها و استکبارها در آن جامعه پدید نمیآید.
🔘 آیا پیامبر(ص) در صدر اسلام، کارها را با بروکراسی اداره میکرد؟ چرا در قرآن، مفهومی مثل بروکراسی نیامده؟ بعضیها بروکراسی را مثل بت میپرستند، اینها مشرکان مدرن هستند که غرورشان نمیگذارد بفهمند بروکراسی در اغلب موارد-مخصوصاً بروکراسی ماکسوبری- چقدر ضدّانسانی است.
🔘 امروزه دانش مدیریت دارد از بروکراسیِ ماکسوبری فاصله میگیرد و بهسمت مفاهیم قرآن میآید، ولی ما هنوز اندر خم یک کوچهایم! برخی جوامع غربی از این جهت دارند در عمل به قرآن از ما سبقت میگیرند که یک گوشههایی از بروکراسی را ترک میکنند. ولی اینجا بروکراسیپرستهایی که بعضاً شعار انقلابی هم میدهند، اجازه نمیدهند! این الآن پاشنۀ آشیل نظام ما شده و باید در اینزمینه تحوّل ایجاد کنیم تا به فرمودۀ رهبر انقلاب، دخالت مردم در «تصمیمگیری، نظارت و اقدام» افزایش پیدا کند.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۰
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7251
@Panahian_text
🔴 اسلام چگونه زمینۀ استثمار انسانها را از بین میبرد؟ با عنصر «امر بهمعروف، نهی از منکر» و مشارکتدادن مردم در ادارۀ امورِ خود
📌 تاریخ بعثت و عصر ظهور(فصل دوم) – ج۷
🔻 مشکل رانتخواری و لابیگری چگونه حل کرد؟ با مشارکت مردم در ادارۀ امور خودشان و افتادن کارها بهدست مردم
🔻 امر به معروف و نهی از منکر، صرفاً یک عمل خاص نیست، بلکه یک سیستم و یک سبک زندگی و مدل حکمرانی است
🔻 اگر «تشکیلات مردمی» نداشته باشیم، نه معروفها را تشخیص میدهیم نه میتوانیم امر به معروف را اجرا کنیم
🔻 طبق روایت، اگر مردم امر به معروف و نهی از منکر و تعاون در کار خیر نکنند، برکت از جامعه میرود و خدا آنها را یاری نمیکند
_
🔘 شهید صدر میفرماید: انقلابی که در بعثت نبوی رخ داد این نبود که سیستمهای قبلی استثمار مردم را کنار بزند و یک سیستم استثمار اسلامی بیاورد (مثل اتفاقی که در غرب افتاد که دیکتاتورها را کنار زدند و سرمایهداران بزرگ را جای آنها گذاشتند و شیوه دیکتاتوری مستقیم را به غیرمستقیم تبدیل کردند)
🔘 شهید صدر میفرماید: اسلام با عنصر امر به معروف و نهی از منکر و مشارکتدادن مردم در ادارۀ امور خودشان اساساً زمینه استثمار و بهرهکشی انسانها را از بین میبرد.
🔘 ایشان بر اساس آیات قرآن بیان میکند که امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفۀ شخصی و حتی محدود به جامعۀ اسلامی نیست. اسلام به مسلمانها میگوید: وظیفه شما فقط این نیست که خودتان را نجات بدهید و خودتان را اداره کنید، شما باید با امر به معروف و نهی از منکر، جهان را نجات بدهید و یک تمدن جهانی پیریزی کنید.
🔘 شهید صدر طبق آیه «کُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه» میفرماید: قرآن امر به معروف و نهی از منکر را مقدم بر ایمان به خدا آورده. یعنی شما باید در جامعه، سیستم امر به معروف و نهی از منکر را برقرار کنید تا ایمان به خدا فراگیر بشود.
🔘 وقتی کارها به مردم سپرده بشود به دلیل «تکثیر قدرت و ثروت بین مردم» زمینۀ بسیاری از ظلمها و رانتخواریها از بین میرود، آنوقت ایمان به خدا و مسلمانی هم در جامعه افزایش پیدا خواهد کرد.
🔘 امر به معروف و نهی از منکر صرفاً یک کار خاص نیست بلکه یک سیستم و یک سبک زندگی است. در بین تمام دستورهای دینی امر به معروف و نهی از منکر بیش از هر دستوری سبک زندگی ما را تعیین میکند و بیش از هر دستور دینی دیگری، در دغدغههای ما، در نگاه و در زندگی ما تغییر ایجاد میکند.
🔘 یک فرد مجرد با یک متأهل خیلی فرق دارد. وقتی شما متأهل هستی دایرۀ زندگیات بزرگتر میشود و نسبت به خانوادۀ خودت مسئولیت داری. یک «عنصر مسئولیتپذیر» هم نسبت به کلّ جامعه، احساس مسئولیت دارد و سه دغدغه پیدا میکند: 1. دغدغۀ فردی 2. دغدغۀ خانوادگی 3. دغدغۀ اجتماعی.
🔘 هر کدام از ما باید از خودمان بپرسیم که مسئولیتهای اجتماعیمان را چگونه انجام دادهایم؟ انگار تکتک ما عضو یک حزب یا تشکیلات هستیم که باید وظایف خودمان را نسبت به آن انجام بدهیم.
🔘 ما باید با هم تشریکمساعی کنیم. ما تا وقتی دور هم جمع نشویم، یک انجمن یا تشکیلات مردمی را شکل ندهیم اصلاً نمیتوانیم امر به معروف را اجرا کنیم. بدون کار تشکیلاتی اصلاً نود درصد از معروفها را نمیشود شناسایی کرد تا به آن امر بشود؟ باید در گفتگوی جمعی معلوم بشود که اصلاً الان چه چیزی معروف است؟
🔘 حالا اگر شما یک معروفی را تشخیص دادی، چطور میخواهی بگویی که «این معروف است؛ بیایید این کار را انجام بدهیم»؟ شما تنهایی صدایت به کجا میرسد؟ معقول نیست که تنهایی حرکت بکنی؛ باید یک جمعی را درست کنی مثل یک حزب، تشکیلات، هیئت یا بسیج.
🔘 به تعبیر رهبر انقلاب باید «حلقههای میانی، بین مردم و دولت» شکل بگیرد. وقتی این گروههای مردمی، احساس مسئولیت اجتماعی را در قالب امر به معروف و نهی از منکر عملیاتی کنند، بار دولت و حکومت سبک میشود. آنوقت وزرا و مسئولین، نوکر این مردم و حلقههای میانیای میشوند که مؤثرند و کارها را انجام میدهند. بر این اساس اصلاً یک مدل دیگری از زندگی و حکومت پدید میآید.
🔘 پیامبر(ص) میفرماید: اگر مردم امر به معروف و نهی از منکر و تعاون در کار خیر و تقوا نکنند برکت از جامعه برداشته میشود (برکت در کار تعاونی و جمعی است) و برخی بر برخی دیگر مسلّط میشوند (یعنی مستضعف و مستکبر درست میشود) آنوقت نه در زمین یاوری خواهند داشت و نه خدا آن مردم را کمک میکند.
👤علیرضا پناهیان
🚩 شبکه افق - ۱۴۰۱/۱/۲۱
📢صوت: @Panahian_mp3
👈🏻 متن کامل:
Panahian.ir/post/7252
@Panahian_text