شعرها هم عاقبت در وصفِ تو عاجز شدند ،
جـانِ شاعـرهای دنـیا را به لب آوردهای . .
- دل خود چون به سر زلف تو دیدم گفتم ؛
ایخوش آن دم که پریشان به پریشان برسد!
- هر کس صدایم زد جز تو پاسخ ''هان'' بود
اصلا تلفظ کردن ''جان'' با تو میچسبد'
منظومهیچشمانتوباخطومدارش..
برهمزدهیکبارههمهجاذبههارا-
گر اشک الفبای سکوت است، چه گویم؟!
چشم تو در این مدرسه استاد سخن بود
و اگر گمان کردی من دلتنگ نیستم از خدا طلب بخشش کن؛ زیرا بعضی گمانها گناهند . . .
دقت کردید؛
تمام چیزای خوب تهشون "ل" دارن.
بغل، پول، کتاب ل، آرامش ل، غذا ل، قهوه ل، سفر ل، خواب ل، هیئت ل، بارون ل، برف ل، زمستون ل، فیلم ل، بغل، بغل، بغل.