دکترم حال مرا دید و چنین نسخه نوشت :
اندکی شانه ، کمی بوسه ، شبی هم آغوش
میگه اگه از قهوهت غافل بشی سرد میشه
چه برسه به فردی که دوست داری .
نباید جوري با بچههاتـون رفتار کنید
که با خودشون بگن کاش هیچوقت
بدنیا نیومده بودم!
اونجا ک سعدی میگه :
تا رنج تحمل نکني گنج نبیني
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد : ) !
-قصه اینجاست که شب بود و هوا ریخت بهم-
-من چنان درد کشیدم که خدا ریخت بهم-
من اگر دل بدهم دل نشکستن بلدی ؟
تا ابد مال تو باشم ؛ تو نرفتن بلدی ؟
-یا رب! چه چشمهای است محبّت که من از آن-
-یک قطره آب خوردم و دریا گریستم..-
-به کویت آمدیم و آرزوی ما نشد حاصل-
-ز کویت میرویم اینک، هزاران آرزو با ما .-
شعر میگفتم که راحت تر فراموشت کنم؛
عشقت اما در غزل هایم خدایی میکند !'🫀៹